ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٥ - معناى جمله و ما الحياة الدنيا في الآخرة إلا متاع
جمله(سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ) حكايت كلام ملائكه است كه اولوا الالباب را به امنيت و سلامتى جاودانى، و سرانجام نيك نويد مىدهند، سرانجامى كه هرگز دستخوش زشتى و مذمت نگردد.
(وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ ...).
اين آيه حال غير مؤمنين را به طريق مقابله بيان مىكند. و جمله(وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ) كه در اين آيه در وصف حال كفار آمده در مقابل اوصافى است كه بعد از دو وصف وفاى بعهد اللَّه و صله براى مؤمنين ذكر شده بود، و مىرساند كه اعمال صالح تنها عاملى است كه باعث اصلاح زمين و عمارت و آبادانى آن مىشود، عمارتى كه به سعادت نوع انسانى و رشد جامعه بشرى منتهى مىگردد. و ما بيان اين معنا را در دليل نبوت عامه گذرانديم.
در آخر آيه مورد بحث خداى تعالى سزاى عمل ناقضين عهد، و سرانجام كار ايشان را بيان نموده فرموده:(أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ). و لعنت به معناى دور كردن از رحمت و طرد از كرامت است، و ايشان از رحمت و كرامت خدا دور نمىشوند مگر بخاطر اينكه حق را كنار گذاشته و در باطل فرو رفتهاند، چون سرانجام باطل جز نابودى و هلاكت چيز ديگرى نيست.
(اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ ...).
اين آيه نكتهاى را خاطرنشان مىسازد و آن اين است كه بهره اين دو طائفه، يعنى عاقبت محمود و بهشت جاودان اولوا الالباب، و لعنت و جهنم ناقضين عهد، خود يك نوع رزقى است كه خداى تعالى هر كه را بخواهد و بهر طور بخواهد از آن و يا از اين، روزى و بهره مىدهد، بدون اينكه در بهرهدادنش الزام و يا منعى بوده باشد.
و نيز خاطرنشان مىكند كه اين عمل خداى تعالى بر وفق نظامى كه در حق و باطل قرار داده صورت مىگيرد، و به طور استمرار هم صورت مىگيرد. آرى، سرانجام اعتقاد به حق و عمل بر طبق آن به ارتزاق از بهشت و سلامتى دائمى منتهى مىشود، و اعتقاد به باطل و عمل بر وفق آن به لعنت و دوزخ و عيش ناگوار مىانجامد.
[معناى جمله:(وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ)]
و اينكه فرمود:(وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ) بطورى كه از سياق برمىآيد، مقصود از آن اين است كه رزق حقيقى همانا رزق آخرت است، و ليكن ناقضين عهد به خاطر تمايل به ظاهر زندگى دنيا و زينتهاى آن، از زندگى و رزق آخرت غافل گشته، به دنيا اعتماد نمودهاند، و در نتيجه به داشتن آن خوشحالى مىكنند، و حال آنكه زندگى دنيا متاع و وسيله است و مقصود بالذات نيست، و بايد از آن براى زندگى ديگر استفاده كرد.
و بنا بر اين، اگر زندگى دنيا را با زندگى آخرت مقايسه كنيم و مجموع آن دو را در نظر بگيريم،