ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٣ - چند روايت در ذيل جمله و لا يزالون مختلفين إلا من رحم ربك و لذلك خلقهم
يكديگر رعايت انصاف را داشته باشند.[١]
[چند روايت در ذيل جمله:(وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ)]
و در كافى به سند خود از عبد اللَّه بن سنان روايت كرده كه وقتى از امام صادق (ع) از اين قول خدا كه مىفرمايد:(وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ) سؤال شد، حضرت در پاسخ فرمود: مردم امت واحدى بودند، و خداوند پيغمبرانى مبعوث كرد تا برايشان حجت بگيرد.[٢] مؤلف: مثل اين روايت را صدوق هم در معانى از آن جناب آورده.
و در معانى الاخبار به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت: من از امام صادق (ع) از فرمايش خداى تعالى كه فرموده:(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) سؤال كردم، حضرت فرمود: ايشان را آفريد تا به عبادت مامورشان كند. آن گاه مىگويد: از اين فرمايش خدا كه مىفرمايد:(وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ) سؤال كردم فرمود: ايشان را آفريد تا كارهايى انجام دهند كه مستوجب رحمت باشند و خداوند رحمتشان كند.[٣] و در تفسير قمى از ابى الجارود از امام باقر (ع) آمده كه فرمود:(وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ) مقصودش آل محمد (ع) و اتباع ايشان است، خداوند مىفرمايد:(وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ) يعنى اهل رحمت در دين خدا اختلاف نمىكنند.[٤] و در تفسير عياشى از يعقوب بن سعيد از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه گفت: من از آن حضرت معناى(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) را پرسيدم فرمود:
ايشان را خلق كرد براى عبادت. مىگويد: عرض كردم(وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ) چه معنا دارد؟ فرمود: اين آيه بعد از آن جمله نازل شده.[٥] مؤلف: امام اشاره به اين مىكند كه آيه دومى، يعنى(إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ) از آنجايى كه خاص است ناسخ آيه قبلى است كه عام بود. و ما در بحثى كه در باره نسخ گذرانديم گفتيم كه نسخ در عرف و اصطلاح ائمه، اعم از آن معنايى است كه علماى اصول اراده مىكنند. آرى، آيات خاصه تكوينى نسبت به آيات عامه تكوينى حكمش نافذتر است.
[١] الدر المنثور، ج ٣، ص ٣٥٦.
[٢] روضه كافى، ج ٨، ص ٣٧٩، ح ٥٧٣.
[٣] معانى الاخبار.
[٤] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٣٨.
[٥] تفسير عياشى، ج ٢، ص ١٦٤.