ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦١ - چند مطلب راجع به كليات معارف الهى كه از مثل كف، در آيه شريفه، استفاده مىشود
از اين هم كه بگذريم تازه برگشت معنايى كه آقايان كردهاند بالأخره بهمان معنايى است كه ما كرديم، زيرا مثل بودن داستان سيل و كف، و فلزات مذاب، و كف آنها براى حق و باطل، باعث مىشود كه حق مانند آب و فلزات ثابت گشته، و ثبوت باطل مانند ثبوت كف سيل و كف فلزات خيالى باشد، پس باز هم احتياج به تقدير مذكور نيست و بدون آن معنا تمام است.
(فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ)- در اين جمله ميان دو نوع كف، يعنى كف سيل و كف فلزات جمع نموده، با اينكه قبلا هر يك را جدا جدا آورده بود، و اين بدان جهت است كه در خصوصيتى كه براى آنها ذكر مىكند هر دو مشتركاند، و آن خصوصيت اين است كه هر دو به خشك شدن سيل و سرد شدن فلز از بين مىروند، و بهمين جهت قبلا خاطرنشان ساختيم كه آيه شريفه متضمن يك مثل است، هر چند كه به چند مثل منحل گردد.
و اگر در اين جمله اسمى از ماء: آب نياورده و به جاى آن فرموده آنچه براى مردم سودمند است بدان جهت است كه دلالت كند بر اثر مختص بحق، و آن اين است كه مردم از آن منتفع گشته، و آن همان غايت و هدفى است كه همه در پى آنند.
و معنايش اين است كه: اما كفى كه بر بالاى سيل مىنشيند، و يا از فلزاتى كه آتش بر آن ميدمند بيرون مىشود، متلاشى و باطل مىگردد، و اما آب خالص و يا فلز كه مردم از آن بهرهمند مىشوند در زمين باقى مىمانند و مورد استفاده قرار مىگيرند.(كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ) با اين جمله گفتار ختم مىشود، و معنايش اينست كه مثلهايى كه خداوند در كلام خود براى مردم مىآورد مانند همين مثلى است كه در اين آيه در تميز حق از باطل آورده، آنچه را كه به درد مردم در معاش و معادشان مىخورد بيان نموده است.
[حوادث خارجى در عالم شهادت، خود مثلهايى هستند كه ارباب بصيرت را به حقايق عالم غيب رهنمون مىسازند]
و بعيد هم نيست كه كلمه كذلك اشاره باشد به خود آمدن باران و به راه افتادن سيل و به ذوب كردن فلزات و كف آن دو، و خلاصه اشاره به خود اين حوادث خارجى باشد، نه به گفتن آنها، و در نتيجه دلالت كند بر اينكه اين گونه وقايع و حوادثى كه در عالم شهادت رخ مىدهد مثلهائيست كه صاحبان خرد و بصيرت را به حقايق عالم غيب رهنمون مىكند، همانطور كه خود موجودات، اين عالم آياتيست كه به آنچه در عالم غيب است دلالت مىكند، و ذكرش مكرر در قرآن كريم آمده. و اين خود روشن است كه ميان مثل بودن اين مشهودات و يا آيت بودن آنها فرق بسيارى نيست.
[چند مطلب راجع به كليات معارف الهى كه از مثل كف، در آيه شريفه، استفاده مىشود]
از اين مثلى كه در آيه شريفه زده شده چند مطلب از كليات معارف الهى روشن