ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣ - وجوه ديگرى كه در باره تحديد خلود در آيه شريفه ذكر شده است
اين آن وجهى است كه زمخشرى در آخر كلامش كه ما نقل كرديم ذكر كرده، و اشكالش هم از نظر خواننده گذشت. و صرفنظر از آن اشكال، اين وجه همانطور كه قبلا هم گفتم جوابگوى اين سؤال كه چرا آسمان را به لفظ جمع آورده نيست.
وجه سوم اينكه منظور از اينكه فرمود: ما دام كه آسمان و زمين باقى باشند اين است:
ما دام كه آخرت باقى باشد. و آخرت هم دائمى و ابدى است هم چنان كه دوام آسمان و زمين دنيا هم به قدر دوام خود دنيا است، و بعيد نيست كه اصلا آوردن آسمان و زمين به عنوان تشبيه باشد، مثل اينكه بگويى: گفتار او حرف زدن استهزاء گران مسخره است يعنى مثل حرف زدن ايشان است.[١] در اين وجه نيز اشكال مىشود كه اگر همانطور كه ما گفتيم مقصودشان تشبيه باشد خلاف مقصود يعنى انقطاع را مىرساند، و اگر بخواهد دوام را برساند لفظ از آن قاصر است.
وجه چهارم اينكه، منظور از آن صرف افاده طولانى و ابدى بودن آنست، نه اينكه بخواهد بقاى آن را محدود به بقاى آسمانها و زمين كند. آرى، عرب براى افاده ابديت هر چيزى الفاظ و عبارات بسيارى دارد، كه آنها را استخدام مىكند، بدون اينكه معناى تحت اللفظى آنها منظور باشد، مثل اينكه مىگويد: فلان مطلب هم چنان ادامه دارد تا زمانى كه شب و روز در پى هم درآيند و تا زمانى كه آفتاب طلوع و غروب كند و تا زمانى كه ستارهاى از افق سر برآورد و تا زمانى كه نسيمى بوزد و تا زمانى كه آسمانها بر جاى باشند .
البته اين مثالها را بدان جهت مىآورند كه پنداشتهاند امور نامبرده يعنى طلوع خورشيد و ستاره، و وزش باد و اختلاف شب و روز، دائمى و هميشگى است، و بعد از اين پندار مثالهاى نامبرده را موضوع براى تبعيد و تاييد قرار دادهاند.[٢] جواب اين حرف اين است كه اگر عرب چنين عباراتى را مثال و موضوع تابيد (هميشگى) قرار داد براى آن پندار غلطى بوده كه در باره ابدى بودن آن امور داشته است، اما خداى سبحان كه در كلام خود موقت و فانى بودن آن امور را تصريح كرده و ايمان به فانى بودن عالم را يكى از فرايض اعتقادى قرار داده، از او پسنديده نيست كه ابديت بهشت و دوزخ را به آسمانها و زمين مثل بزند، او چطور ممكن است چنين كارى بكند با اينكه خود فرموده:(ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى)[٣].
[١] تفسير المنار، ج ١٢، ص ١٦٢- ١٦٣، مجمع البيان، ج ٥، ص ١٩٤.
[٢] تفسير المنار، ج ١٢، ص ١٦٠.
[٣] ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در آنهاست نيافريديم جز به حق و براى مدتى معين. سوره احقاف، آيه ٣