ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٥ - مراد از اينكه خداى تعالى در هر وقت و مدتى كتاب و حكم قضايى دارد، محو و اثبات مىكند و ام الكتاب نزد او است
اين جمله توهمى را كه ممكن است به ذهن كسى برسد دفع نموده، حقيقت امر را بيان مىكند، چه اختلاف حال كتاب و محو و اثبات آن و دگرگون شدن احكام نوشته شده و قضاء رانده شده در آن، چه بسا آدمى را به اين توهم وادارد كه قضايا و امور عالم نزد خداى سبحان هم وضع ثابتى نداشته، حكم او هم تابع علل و عوامل خارجى است، عينا مانند احكام ما آدميان و صاحبان شعور، و يا به توهم بيندازد كه اصلا احكام الهى گزاف و بيهوده است، و نه خودش به حسب ذات تعين دارد، و نه چيزى از خارج در تعين آن اثر مىكند.
هم چنان كه چه بسا صاحبان عقل بسيط و سادهلوحان توهم كردهاند كه خدايى كه ملك- بكسر لام- مطلق است، سلطنتش مطلق، و هر چه بخواهد مىكند، و با آزادى مطلق و بدون رعايت هيچ قيد و شرطى، و هيچ طريقه و نظامى هر عملى كه بخواهد انجام مىدهد، و با اين حال ديگر نمىتوان صورتى ثابت و نظامى معين براى افعال و قضاياى او تصور نمود. در حالى كه (بر خلاف اين توهم) خودش فرموده:(ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ)[١] و نيز فرموده:(وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ)[٢] و همچنين آياتى ديگر.
در جمله مورد بحث اين توهم را دفع نموده و فرموده:(وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)، يعنى اصل و ريشه عموم كتابها و آن امر ثابتى كه اين كتابهاى دستخوش محو و اثبات بدان بازگشت مىكنند، همانا نزد اوست. و آن اصل مانند اين شاخهها دستخوش محو و اثبات نمىشود، و اگر آن هم دستخوش محو و اثبات مىشد ديگر معنا نداشت كه اصل كتابها خوانده شود، بلكه آن هم مانند اينها بود، و اگر اين كتابها اصلى نمىداشت محو و اثبات آنها بخاطر يكى از دو جهت بود:
يا بخاطر اين بود كه عوامل خارجى اقتضاء محو يكى و اثبات يكى ديگر را داشت و در محو و اثبات آنها اثر مىگذاشت، كه در اين صورت خداى تعالى مقهور و مغلوب عوامل و اسباب خارجى مىشد، عينا مانند ما ممكنات كه محكوم عوامل خارجى هستيم، و اين غلط است، زيرا به حكم(لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ) خداوند محكوم چيزى نمىشود.
و يا بخاطر اين مىبود كه اصولا كارهاى او تابع هيچ نظامى نبوده بلكه گزافى صورت مىگيرد. اين نيز صحيح نيست، زيرا گزاف بودن مستلزم اختلال نظام خلقت و تدبير عام و واحدى است كه موجودات را به هم مربوط مىسازد، و ساحت ذات خداوندى بزرگتر و منزهتر از
[١] گفتار نزد من دگرگونه نمىشود. سوره ق، آيه ٢٩.
[٢] و هر چيز نزد او به مقدار است. سوره رعد، آيه ٨.