ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢١ - مراد از اينكه انسان پى گيرندگانى(نگهبانانى) دارد كه او را از امر خداوند حفظ مىكنند(له معقبات )
(إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ )[١]، و نيز در معناى اين آيه آيات ديگرى است كه دلالت مىكند بر رجوع آدمى به پروردگارش، مانند جمله(وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ)[٢] و جمله(وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ)[٣]، بنا بر اين، براى آدمى كه بر حسب اين ادله بسوى پروردگارش برمىگردد تعقيب كنندگانى است كه از پيش رو و از پشت سر مراقب او هستند.
اين هم از مشرب قرآن معلوم و پيداست كه آدمى تنها اين هيكل جسمانى و اين بدن مادى محسوس نيست، بلكه موجودى است مركب از بدن و نفس و شؤون و امتيازات عمده او كه همه مربوط به نفس او است، نفس او است كه اراده و شعور دارد، و بخاطر داشتن آن، مورد امر و نهى قرار مىگيرد و پاى ثواب و عقاب، راحت و الم، و سعادت و شقاوت به ميان مىآيد، و كارهاى زشت و زيبا از او سر مىزند، و ايمان و كفر را به او نسبت مىدهند، هر چند نفس بدون بدن كارى نمىكند و ليكن بدن جنبه آلت و ابزارى را دارد كه نفس براى رسيدن به مقاصد و هدفهاى خود آن را به كار مىبرد.
بنا بر اين، معناى جمله(مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ)، توسعه مىيابد، هم امور مادى و جسمانى را شامل مىشود و هم امور روحى را پس همه اجسام و جسمانياتى كه در طول حيات ايشان به جسم او احاطه دارد بعضى از آنها در پيش روى او قرار گرفته، و بعضى در پشت سر او واقع شدهاند، و همچنين جميع مراحل نفسانى كه آدمى در مسيرش بسوى پروردگارش مىپيمايد، و جميع احوال روحى كه به خود مىگيرد، و قرب و بعدها و سعادت و شقاوتها و اعمال صالح و طالح و ثواب و عقابهايى كه براى خود ذخيره مىكند، همه آنها يا در پشت سر انسان قرار دارند و يا در پيش رويش.
و اين معقباتى كه خداوند از آنها خبر داده در اينگونه امور از نظر ارتباطش به انسانها دخل و تصرفهايى دارند، و اين انسان كه خداوند او را توصيف كرده به اينكه: مالك نفع و ضرر، مرگ و حيات، و بعث و نشور خود نيست و قدرت بر حفظ هيچ يك از خود و آثار خود را ندارد، چه آنها كه حاضرند و چه آنها كه غائبند، و اين خداى سبحان است كه او و آثار حاضر و غائب او را حفظ مىكند، و در عين اينكه فرموده:(اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ)[٤] و نيز فرموده:
[١] اى انسان! غافل مباش از آن روزى كه با هر رنج و مشقت كه در راه اطاعت و عبادت حق بكوشى عاقبت به حضور پروردگار خود مىروى و به ملاقات او نائل مىشوى. سوره انشقاق، آيه ٦.
[٢] و به سوى او بازمىگرديد. سوره يس، آيه ٨٣.
[٣] و به سوى او برمىگرديد. سوره عنكبوت، آيه ٣.
[٤] خداوند بر ايشان حافظ است. سوره شورى، آيه ٦.