ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٤ - گفته صاحب مجمع البيان در اين زمينه و ايراد وارد بر آن
از قصد فعل به اضافه انجام بعضى از مقدمات آن، مثل اينكه كسى مىخواهد مردى را بزند، اول برمىخيزد و به سوى او مىرود، و اما صرف ميل به زدن و يا ميل به زنا و صرف تحريك شدن شهوت و جلو آن را گرفتن، در لغت هم گفته نمىشود، بعلاوه هم به سوى گناه به معناى لغويش، خود عمل زشتى است كه از يك پيغمبر بزرگوار سرنمىزند و نبايد بزند، و اگر صرف طبيعت مذموم نبود و صدورش هم از پيغمبران زشت نبود ليكن صرف تحريك طبيعى را هم نمىگويند.
مؤلف: اين جواب، پاسخ يك قسمت از گفته زمخشرى و بيضاوى مىشود كه گفتند مراد از هم ميل طبيعى است و كشمكش شهوت است ولى اينكه گفت: و يا مشرف بر ارتكاب بود بىجواب ماند، زيرا اين حرف خود قول مستقلى است در معناى آيه، و آن اين است كه بگوييم ميان هم زليخا و هم يوسف فرق است، مقصود از هم زليخا قصد عمدى به مخالطت و آميزش است ولى مقصود از هم يوسف اينست كه وى نزديك بود قصد كند، ولى قصد نكرد، به قرينه اينكه مىبينيم خداوند متعال يوسف را مدح بليغى نموده و اگر او قصد عمدى به معصيت و آميزش با زنى اجنبى- كه خود بدترين گناه است- كرده بود، ديگر خداوند او را اصلا مدح نمىكرد تا چه رسد به اين نحو مدح. از اينجا معلوم مىشود كه منظور از هم يوسف، اشراف يوسف بود يعنى نزديك بود كه هم بر عمل كند.
جواب اين توجيه هم اين است كه: اگر كلمه هم را به نزديك شدن به هم معنا كنيم معنايى است مجازى كه هيچ وقت نبايد لفظ را بر آن حمل كرد مگر در جايى كه نتوانيم بر معناى حقيقى حمل كنيم. و ما قبلا اثبات كرديم كه ممكنست جمله هم بها را به همان معناى حقيقيش حمل كرد و اشكالى هم وارد نشود.
علاوه بر اين، آن معنايى كه براى ديدن برهان پروردگار كردهاند كه منظور از آن مراجعه به حجت عقلى است كه خود حاكم است بر اينكه بر هر كسى واجب است كه از نواهى شرعى و محرمات الهى پرهيز نمايد، معناى بعيدى است از لفظ رؤيت، چون اين لفظ استعمال نمىشود مگر در ديد حسى، و يا مشاهده قلبى كه خود به منزله همان ديدن به چشم و بلكه روشنتر از آنست، و اما صرف تفكر عقلى به هيچ وجه رؤيت ناميده نمىشود.
٣- از ديگر اقوال در آيه اينست كه منظور از هم يوسف و هم زليخا يك معنا نيست بلكه دو معناى مختلف است، زيرا هم زليخا عبارت از قصد به مخالطت بود، ولى هم يوسف اين بود كه او را به عنوان دفاع از خود كتك بزند، و دليل بر اين اختلاف دو هم ، شهادت خداى تعالى است كه مىفرمايد: او از بندگان مخلص ما بود، و از سوى ديگر حجت