ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠ - عالم هستى داراى دو وجه است وجه ضرورت و تقدير و وجه امكان و اختيار
بدون كمترين حركتى از جايى به جاى ديگر منتقل گردد، با اينكه خداى تعالى فرموده:(وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى)[١].
(عجب اينجاست كه) رسول خدا ٦ جواب از توهم دوم را هم با آنكه در باره آن سؤالى نشده بود مهمل نگذاشت و با آوردن كلمه ميسر به آن جواب اشاره فرموده (چون كلمه مذكور اسم مفعول از باب تفعيل و مشتق از تيسير ) و معنايش تسهيل است، و تسهيل خود شاهد است بر اينكه آن امرى كه براى رسيدنش تسهيل شده امرى حتمى و ضرورى نيست كه عدم آن محال باشد، و اگر راه بهشت براى هر كس كه مقدر شده ضرورى السلوك و حتمى القطع بدون قيد و شرط بوده باشد ديگر براى تيسير و تسهيل و آسان كردن سلوك آن معنايى نخواهد ماند.
پس، اينكه رسول خدا ٦ فرمود: كل ميسر لما خلق له خود دليل بر اين است كه براى عاقبت كار انسان چه سعادت و چه شقاوت دو وجه هست: يكى وجه ضرورت و قضاى حتمى كه به هيچ وجه قابل تغيير نيست. و يكى هم وجه امكان و اختيار كه انسان مىتواند و برايش ميسر است كه با عمل و اكتساب، خود را به يكى از دو غايت سعادت و شقاوت برساند، و دعوتهاى الهى هم به خاطر اين وجه است نه وجه اول.
در جلد اول اين كتاب نيز در تفسير آيه(وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ)[٢] بحثى در باره جبر و تفويض ايراد نموديم.
و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابو الشيخ و ابن مردويه از قتاده روايت كردهاند كه وى آيه(فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا) را تلاوت كرد و گفت كه انس براى ما نقل كرد كه رسول خدا ٦ فرمود: جمعى از دوزخيان از آتش بيرون مىآيند و به همين جهت ما به گفته اهل حرورا معتقد نيستيم.[٣] مؤلف: اين جمله كه ما به گفته اهل حرورا معتقد نيستيم گفتار قتاده است، و اهل حرورا مردمى از خوارج بودند كه قائل به خلود همه دوزخيان بودند و مىگفتند هر كس داخل جهنم بشود ديگر بيرون نخواهد آمد.
[١] براى آدمى جز آنچه به سعى خود انجام داده نخواهد بود البته سعى و پاداش عمل خود را خواهد ديد سپس در آخرت به پاداش كاملترى خواهد رسيد. سوره نجم، آيه ٣٩- ٤١.
[٢] و گمراه نمىكند به آن مگر فاسقان را. سوره بقره، آيه ٢٦.
[٣] الدر المنثور، ج ٣، ص ٣٥٠.