ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣٥ - تمثيلى كه حال كسى را كه غير خدا را مىخواند بيان مىكند
است كه بسوى هدف اجابت هدايت نمىشود، مانند دعا و خواندن كسى كه دعا را نمىشنود و يا قدرت بر استجابت ندارد.
پس آيه مورد بحث از اين جهت مرتبط به آيات قبل است كه در آن آيات قبل قدرت و علم عجيب خدا را خاطرنشان مىساخت، و در اين آيه اين معنا را تذكر مىدهد كه حقيقت دعا و استجابت هم خاص اوست و او همانطور كه عالم و قادر است اجابت كننده دعا هم هست، و اين معنا را در آيه از دو طريق اثبات نموده، يكى طريق اثبات حق دعا براى خدا، و يكى نفى آن از غير خدا.
اما عهدهدار اثبات حق دعا براى خدا جمله(لَهُ دَعْوَةُ) است، كه مقدم بودن ظرف له انحصار را مىرساند، و جملات بعد هم كه از غير خدا نفى مىكند اين انحصار را تاييد مىكند، و اما متكفل نفى آن از غير خدا جمله(وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ) است، كه مىفرمايد: آن خدايانى كه مشركين مىخوانند قادر بر استجابت دعاى آنان نيستند، و اين معنا را در مواردى از كلام مجيدش بيان نموده. زيرا آن خدايان يا بتهايى هستند كه عوام مشركين مىپرستند، كه پر واضح است اجسامى بىجانند، كه نه شعور دارند و نه اراده، و يا ارباب آن بتها از ملائكه و يا جن و يا روحانيات كواكب و يا بشرند، كه بعضى از خواص بتپرستان مىپرستند، و متنبه به آن هستند، كه نه مالك نفع و ضررى براى خود هستند، و نه اختياردار مرگ و حيات و نشور خودند تا چه رسد به اينكه مالك نفع و ضرر و مرگ و حيات غير خود باشند، به خلاف خداى تعالى كه مالك كل است، و همه ملك و همه قوت تنها براى او است. پس هيچ مطمعى و طمعگاهى در غير او نيست.
[تمثيلى كه حال كسى را كه غير خدا را مىخواند بيان مىكند]
بعد از اثبات اختصاص دعوت حق و استجابت براى خدا، و نفى آن از غير او، يك صورت را استثناء كرده، و آن صورت نظير مثلى است كه خود قرآن زده و فرموده:(كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ).
توضيح اينكه شخص عطشان وقتى بخواهد آب بياشامد، ناگزير بايد نزديك آب شده كف دست را باز كند و آب را برداشته بنوشد، يعنى به لب رسانده رفع عطش كند، اين راه حقيقى و صحيح رفع تشنگى است، و اما لب تشنهاى كه از آب دور است و مىخواهد سيراب شود، و از آن اسباب و مقدماتى كه گفتيم هيچ يك را عملى نمىكند جز همين را كه كف دست را باز نموده نزديك دهان ببرد، كه چنين كسى هرگز آبى بدهانش نمىرسد، و از آب نوشيدن تنها صورت آن را نشان داده، و تقليد آن را درآورده است.
و مثل كسى كه غير خدا را مىخواند مثل همين تقليد درآور است كه از دعا جز صورت