ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٢ - سه نكته در باره شخصيت يعقوب
ترتيب، اشاره و اشعار به اين است كه اين نعمتها در اين دودمان مستمر و هميشگى بوده و اگر به يوسف مىرسد به عنوان ارث از بيت ابراهيم و اسحاق و يعقوب است، و از يعقوب هم به يوسف و از او به بقيه دودمان يعقوب.
معناى آيه اين است: همانطور كه در خواب ديدى خداوند تو را براى خودش خالص گردانيده، از شرك پاك مىكند تا غير خدا كسى در تو نصيب نداشته باشد، و تاويل احاديث مىآموزد تا از ديدن حوادث چه در خواب و چه در بيدارى به مال و سرانجام آن پى ببرى، و نعمت خود را كه همان ولايت الهى است بر تو تمام مىكند و تو را در مصر جاى داده اهل و دودمان تو را به نزدت مىرساند و ملك و عزت را بر تو و پدر و مادر و برادرانت تمام مىكند، همه اينها را بدين جهت مىكند كه او عليم به بندگان و با خبر به حال آنان است، حكيم است و هر كسى را به هر مقدار كه استحقاق دارد پيش مىبرد، او به حال تو آگاه است و مىداند كه ستمكاران بر تو تا چه حد مستحق عذابند.
[سه نكته در باره شخصيت يعقوب ٧، سجده براى يوسف ٧ و مراد از اتمام نعمت بر آل يعقوب ٧]
دقت در آنچه گذشت چند نكته را دست مىدهد:
يكى اينكه، يعقوب هم مانند يوسف از مخلصين بوده، و خدا وى را نيز تاويل احاديث آموخته، به دليل اينكه در اين آيه يعقوب خبر مىدهد به يوسف كه سرانجام كار تو چيست، و خوابت چه تاويلى دارد، و قطعا آنچه گفته از باب گمان و تخمين نبوده بلكه به تعليم خدايى بوده است.
علاوه، در آنجا كه به حكايت قرآن فرزندان خود را نصيحت كرده چنين فرموده:(يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ ...) و دنبالش خداى تعالى در حقش فرموده: (وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ)- و او به خاطر اينكه ما تعليمش كرده بوديم صاحب علمى بود و ليكن بيشتر مردم نمىدانند .
دليل ديگر اين مدعى اين است كه يوسف- به حكايت قرآن- بعد از آنكه به رفقاى زندانيش فرمود:(لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي) اين تعليم الهى را چنين تعليل كرده:(إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ...) و در آن چنين فهمانيد كه اگر من تاويل هر چيز را مىدانم براى اين است كه مخلص - به فتح لام- براى خدايم، و اگر براى خدا مخلصم اين صفت را بدان سبب دارم كه پيرو پدرانى چون ابراهيم و اسحاق و يعقوبم كه پيغمبرانى نقى الوجود و سليم القلب بودند، وجودشان پاك و دلهايشان به تمام معنا سالم از شرك بود. و چون همين علت كه باعث شد وى