امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
فرصت پیدا کرده باشند که تمام اسلام را به مردم تعلیم داده باشند ؟ ما وقتی که تاریخ را مطالعه میکنیم میبینیم در آن بیست و سه سال چنین فرصتی برای پیغمبر اکرم بدست نیامد . البته پیغمبر از هیچ فرصتی کوتاهی نکرد و خیلی چیزها را تعلیم داد ولی با توجه به تاریخچه مکه و مدینه پیغمبر و گرفتاریها و مشاغل زیادی که ایشان داشت ، مسلم این مدت وافی نبود که همه احکام اسلام را برای همه مردم بیان کند ، و امکان ندارد که چنین دینی ناقص بیان شده باشد . بنابراین حتما باید کسی یا کسانی در میان اصحاب پیغمبر ( ص ) وجود داشته باشند که اسلام را به تمام و کمال از پیغمبر فرا گرفته و شاگردان مجهز پیغمبر باشند که بعد از رفتن او از نظر توضیح و بیان اسلام نظیر وی باشند با این تفاوت که پیغمبر ( ص ) از راه وحی الهی میگفت و اینها از راه یاد گرفتن از پیغمبر میگویند . بعد میگو یند شما چون چنین کسی را سراغ ندارید و به او رجوع نکردید ، خواه ناخواه از اول ، دین اسلام را ناقص تلقی کردید و در نتیجه مسئله قیاس را پیش آوردید . و درست هم هست ، مسئله قیاس از آنجا در میان اهل تسنن مطرح شد که گفتند در مسائلی که باید حکمی داشته باشیم ولی از پیغمبر ( ص ) نرسیده چه کنیم ؟ گفته چارهای نداریم جز اینکه با مقایسه یک موضوع با موضوع دیگر و با مشابهات ظنی و گمانی حکم چنین مسائلی را استنباط کنیم . این سخن از علمای شیعه هم نیست ، از حضرت امیر ( ع ) شروع شده و در نهج البلاغه هست و در کلمات سایر ائمه علیهم السلام نیز زیاد است که این چه گمان باطلی است ؟ ! علی ( ع ) میفرماید : « ام انزل الله دینا ناقصا » ؟ آیا خدا دین ناقص فرود آورد که نیاز داشته باشد به این رأیهای من عندی ؟ سایر ائمه علیهم السلام هم پافشاری زیادی بر این مسئله کردهاند که