امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
این مشرب صحبت کنیم ، کارمان از اینجا شروع میشود که ما چکار داریم به این حرفها که آیا امامت لطف از جانب خدا هست یا نه که چون لطف است امام باید معصوم باشد و در نتیجه باید تنصیص در کار باشد ؟ این بایدها ، تکلیف برای خدا معین کردن است . ما نمیخواهیم برای خدا تکلیف معین کنیم بلکه میرویم دنبال آن چیزی که وجود دارد . اگر پیغمبر تنصیص کرده ، همان برای ما کافی است بدون اینکه لطف بودن آن ، عصمت و تنصیص عقلا بر ما ثابت شود . میرویم سراغ اینکه ببینیم اصلا پیغمبر کسی را تعیین کرده یا نه ؟ حال ببینیم استدلالهایی که شیعیان در این زمینه میآورند چیست ؟ این استدلالها را ناچار باید به طور سر بسته ذکر کنیم چون در این استدلالها اهل تسنن غالبا یا قبول ندارند که چنین نصوصی باشد ( البته انکار مطلق هم نمیکنند ولی میگویند خبر واحد است نه متواتر ) و یا اینکه معنی و مفهوم آنها را توجیح میکنند و میگویند معنیش غیر از آنی است که شما میگوئید .
بررسی نصوصی از رسول اکرم که ناظر بر امامت علی ( ع ) است
یکی این است که پبغمبر اکرم خطاب به اصحابش فرمود : « سلموا علی علی بامره المومنین » به علی سلام بدهید به عنوان امارت مومنان و امیرالمومنینی . این جمله مربوط به قضیه غدیر است . البته آن جمله حدیث غدیر را علیحده ذکر میکنند . اهل تسنن این جمله را به صورت متواتر قبول ندارند . کاری که علمای شیعه بعدها کردهاند همین بوده که ثابت کنند اینگونه احادیث متواترند . در تجرید بیش از این ذکر نشده و این حدیث ، ارسال مسلم گرفته شده است . شارح ( ملا علی قوشچی ) هم میگوید خیر ما قبول نداریم که متواتر باشد ، یک خبر واحد است ، بعضی نقل کردهاند همه نقل نکردهاند .