امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
بدان افزوده نشده است ، هیچگاه اسم حضرت علی به صراحت نیامده بوده است . برای این مسئله دو جهت بیان کردهاند . یکی که در همین کتاب آقای محمد تقی شریعتی آنرا خوب توضیح دادهاند اینکه قرآن یک راه و روشی دارد و آن اینست که در موضوعات همیشه میخواهد مطلب را به صورت اصل بیان کند نه به صورت فردی و شخصی ، و این خودش یک مزیتی است در قرآن . مثلا در مسئله « الیوم اکملت لکم دینکم »کفار به این دلیل مأیوس شدند که همیشه میگفتند تا این ( پیغمبر ) هست نمیشود کاری کرد ، وقتی بمیرد دیگر تمام میشود . این ، آخرین نقطه امید مخالفین پیغمبر بود . وقتی که دیدند پیغمبر اکرم تدبیر بقاء امت را هم کرد که بعد از من تکلیف چیست ، مأیوس شدند . مطلب دیگر که این را نیز سنیها هم نوشتهاند اینکه پیغمبر اکرم در روزهای آخر عمرش آن نگرانی « و اخشون »را که در آیه قرآن هست داشت یعنی نگرانی از وضع آینده امت را از داخل امت داشت . حدیثی را که نقل میکنم سنیها هم نقل کردهاند که ابو مذیهبه غلام عایشه میگوید در شبهای آخر عمر پیغمبر اکرم نیمههای شب بود که دیدم پیغمبر ( ص ) از اتاق خودش تنها بیرون آمد . هیچکس بیدار نبود . رفت به طرف بقیع . من چون دیدم پیغمبر تنها دارد میرود با خودم گفتم پیغمبر را تنها نگذارم . [ چنان حرکت میکردم که ] از دور شبح پیغمبر را میدیدم . دیدم که برای اهل بقیع استغفار کرد . بعد جملههایی فرمود که مضمونش اینست : شما رفتید و چه خوش رفتید و به سعادت رسیدید . فتنههایی روی آورده است : « کقطع اللیل المظلم » مانند پارههای شب تاریک این نشان