امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
« یرید الله لیذهب عنکم ( نه عنکن ) الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا . بعد دو مرتبه ضمیر مؤنث میشود . قرآن هیچ کاری را به گزاف نمیکند . اولا در اینجا کلمه اهل البیت آورده و قبلا همهاش نساء النبی است : یا نساء النبی . یعنی عنوان نساء النبی تبدیل شد به عنوان اهل البیت پیغمبر . و ثانیا ضمیر مؤنث تبدیل شد به ضمیر مذکر . [ اینها ] گزاف و لغونیست ، لابد چیز دیگری است ، مطلب دیگری میخواهد بگوید غیر از آنچه که در آیات پیش بوده است . آیات قبل و بعد از این آیه ، همه تکلیف و تهدید و خوف و رجا و امر است راجع به زنان پیغمبر : « و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة » در خانههای خودتان بمانید و مانند زمان جاهلیت تظاهر به زینت نکنید . همهاش امر است و دستور و تهدید ، و ضمنا خوف و رجا که اگر کار خوب بکنید چنین میشود و اگر کار بد بکنید چنان میشود . این آیه [ یعنی آیه تطهیر ] بالاتر از مدح است ، میخواهد مسئله تنزیه آنها از گناه و معصیت را بگوید . مفاد این آیه غیر از مفاد آیات ما قبل و ما بعد آن است . در اینجا مخاطب اهل البیت است و در آنجا نساء النبی . در اینجا ضمیر مذکر است و در آنجا مؤنث . ولی همین آیهای که مفاد آن اینهمه با ما قبل و ما بعدش مختلف است ، در وسط آن آیات گنجانده شده ، مثل کسی که در بین صحبتش مطلب دیگری را میگوید و بعد رشته سخنش را ادامه میدهد . اینست که در روایات ما ائمه علیهم السلام خیلی تأکید دارند که آیات قرآن ممکن است ابتدایش در یک مطلب باشد ، وسطش در مطلب دیگر و آخرش در یک مطلب سوم . اینکه در مسئله تفسیر قرآن اینقدر اهمیت قائل شدهاند برای همین است .