امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
قرآن در این زمینه خواند که جوابهای بسیار پختهای است . بنابر این در جامعه مسلمین یک وضعی بوده است که به عبارتها و زبانهای مختلف بیان شده است . قرآن به آن صورت میگوید ، عمر همان را به بیان و صورت دیگری میگوید . یا مثلا میگفتند علی ( ع ) از باب اینکه در جنگهای اسلامی خیلی از افراد و سران عرب را کشته است و مردم عرب هم مردم کینه جویی هستند و بعد از آنکه مسلمان شدند نیز کینه پدر کشی و برادر کشی آنها نسبت به علی محفوظ بود ، [ برای خلافت مناسب نیست . ] عدهای از اهل تسنن هم میخواهند همینها را عذر درست کنند ، میگویند درست است که افضلیت و مقام و ارجحیت علی ( ع ) روشن بود ولی این جهت هم بود که خیلی دشمندار بود . بنابر این یک نوع نگرانی در زمان پیغمبر وجود داشته است برای تمرد از این یک دستور . شاید سر اینکه قرآن این آیات را با قرائن و دلائل ذکر کرده اینست که هر آدم بیغرضی مطلب را بفهمد ولی نخواسته مطلب را به صورتی در آورد که آنهایی که میخواهند تمرد بکنند ، تمردشان به صورت تمرد در مقابل قرآن و اسلام در آید . کانه میخواهد بگوید : آنها که به هر حال تمرد میکنند پس تمردشان به شکلی در نیاید که به معنی طرد قرآن در کمال صراحت باشد ، اقلا یک پردهای بتوانند برایش درست کنند . اینست که ما میبینیم آیه تطهیر را در وسط آن آیات قرار میدهد ولی هر آدم فهیم و عاقل و مدبر و متدبری میفهمد که این ، چیز دیگری است . آیه : « الیوم اکملت غ را آنطور قرار میدهد و آیه : « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک »را اینطور .