امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
دستور العملی تعیین میشد که ای پیغمبر ! بر توست که جانشین خودت را تعیین کنی . حالا ممکن بود راجع به اینکه جانشین کیست تفسیرات مختلف کنند ولی این دیگر قطعی بود که جانشین را پیغمبر خودش تعیین کرده بود و به عهده مشورت مسلمین نبود . همچنین آیا جانشین پیغمبر باید خلیفه بعدی یا امام بعدی را تعیین میکرد یا باید یک عدهای انتخاب میکردند یا مشورت میکردند ؟ این قضیه از نظر قرآن آنطور که من میدانم مبهم مانده و به هر حال در این مورد دستور العمل تصریح شدهای نداریم . دوم آنکه من چندی پیش کتابی راجع به حکومت در اسلام خواندم . در آن کتاب نقل قولهای زیادی از خود حضرت علی و دیگران شده بود که این امر [ یعنی خلافت ] امری است مربوط به مسلمین و مسلمین باید نظر بدهند ، اهل حل و عقد باید نظر بدهند ، امر خلافت امر من نیست ، آنها باید مشورت کنند و نظر و رأی بدهند . و دلائل خیلی زیادی جمع کرده بود در تأیید اینکه مسئله حکومت در اسلام یک امر انتخابی است و نه اینکه یک فرد جانشین خودش را تعیین کند . خواستم ببینم راجع به این گفتهها چه نظری هست ؟ سوم اینکه به فرض که این دوازده امام به عنوان جانشین یکی بعد از دیگری تعیین شدهاند ( حالا یا به وحی خدایی و یا به صورت دیگر ) ، تکلیف قطعی به عنوان یک اصل انتخاب و تعیین جانشین ( و نه شکل انتخاب ) برای همیشه جامعه اسلامی چگونه است یعنی آیا از پیش گفته بودند که بر طبق وحی خدایی فقط دوازده امام با این خصوصیات که معصومند و . . . میآیند و بعد از آن در دوره غیبت مثلا باید به صورت انتخاب باشد ؟ آیا اینها تصریح شده ؟ این استنباط خود ماست که چون اکنون امام دوازدهم حضور