امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥
رشد و امامت به هم نزدیک میشوند . ٦ - مدیریت انسانها و رهبری آنها عبارتست از فن بهتر بسیج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر سازمان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی و به کار بردن آنها . قدرت مدیریت است که از ضعیفترین ملتها قویترین ملتها میسازد . رهبران بزرگ جهان آنان نیستند که بهتر ملت خود را افسار زدهاند که صداشان در نمیآید . بهترین رهبرها آنها هستند که نیروهای افراد خود را بسیج کردهاند ، تحریک کردهاند ، هماهنگ کردهاند ، آرمان واحد برای آنها به وجود آوردهاند . دو هنر در آرمان واحد یکی اینکه فرد انسانها را آرمانی کردن ، دیگر اینکه گروه انسانها را در یک آرمان جمع کردن . ٧ - نیاز به مدیریت انسانها بیش از حیوانهاست . گله گوسفند ادارهاش با یک چوپان بیسواد است که مراتع را بشناسد ، آبخورها را بشناسد ، مانع تفرق شود ، مانع گرگ شود ، احیانا اگر گوسفندی مریض شد معالجه کند . اما گوسفند دنیای مرموز روحی ندارد ، گوسفند نیروهای سرگردان ذخیره شده ندارد ، گوسفند قوانین پیچیده روحی که لازم است شناخته شود ندارد . گوسفند خلیفة الله و مظهر اسماء و صفات الهی و دارای احسن تقویم نیست . به همین دلیل بیش از آنچه گوسفند نیازمند به چوپان است انسان نیازمند به رهبر است و بیش از تفاوت سطحی چوپان و گوسفند تفاوت سطحی رهبر انسان با خود انسان لازم است . یعنی راهنمایان و رهبران الهی . ٨ - فرق نبوت و امامت که اولی رهنمایی است و دومی رهبری . اولی ابلاغ است ، اخبار است ، آگاه کردن است ، ارائه دادن راه است ، دومی سرپرستی است ، جلو افتادن و به دنبال خود