امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
میشود اما یک کارشناسی خیلی بالاتر از حد یک مجتهد ، کارشناسی من جانب الله ، [ و ائمه ] یعنی افرادی که اسلام شناس هستند البته نه اسلامشناسانی که از روی عقل و فکر خودشان اسلام را شناخته باشند که قهرا جایز الخطا باشند بلکه افرادی که از یک طریق رمزی و غیبی که بر ما مجهول است ، علوم اسلام را از پیغمبر گرفتهاند ، از پیغمبر ( ص ) رسیده به علی ( ع ) و از علی ( ع ) رسیده به امامان بعد و در تمام ادوار ائمه ، علم اسلام ، یک علم معصوم غیر مخطی که هیچ خطا نمیکند ، از هر امامی به امامان بعد رسیده است . اهل تسنن برای هیچکس چنین مقامی قائل نیستند . پس آنها در اینگونه امامت ، اصلا قائل به وجود امام نیستند ، قائل به امامت نیستند نه اینکه قائل به امامت هستند و میگویند علی ( ع ) امام نیست و ابوبکر چنین است . برای ابوبکر و عمر و عثمان و به طور کلی برای هیچیک از صحابه چنین شأن و مقامی قائل نیستند و لهذا در کتابهای خودشان هزاران اشتباه را از ابوبکر و عمر در مسائل دینی نقل میکنند . ولی شیعه امامان خودش را معصوم از خطا میداند و محال است که به خطایی برای امام اقرار بکند . [ در کتابهای اهل تسنن مثلا آمده است ] ابوبکر در فلان جا چنین گفت ، اشتباه کرد بعد خودش گفت : ان لی شیطانا یعترینی یک شیطانی است که گاهی بر من مسلط میشود و من اشتباهاتی میکنم . و یا عمر در فلان جا اشتباه و خطا کرد و بعد گفت این زنها هم از عمر فاضلتر و عالمترند . میگویند وقتی که ابوبکر مرد ، خاندان او و از جمله عایشه که دختر ابوبکر و همسر پیغمبر بود گریه و شیون میکردند . صدای