امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
کردهاند و دیگران اعم از شیعه و سنی به طور متواتر آنرا نقل کردهاند . این جمله دنبال حدیث معروف کمیل است که کمیل گفت روزی علی ( ع ) دست مرا گرفت و با خودش برد تا از شهر خارج شدیم و رسیدیم به محلی به نام جبان ، همینکه از شهر خارج شدیم و خلوت شد « فتنفس الصعداء » نفس عمیقی کشید ، آهی کشید و بعد فرمود : « یا کمیل ! ان هذه القلوب اوعیة فخیرها اوعاها فاحفظ عنی ما اقول لک » دلهای فرزندان آدم به منزله ظرفها هستند و بهترین ظرفها آنی است که بهتر میتواند نگه دارد یعنی سوراخ نداشته باشد . هر چه به تو میگویم ضبط کن . ابتدا آن تقسیم معروف را کرد : « الناس ثلاثة فعالم ربانی و متعلم علی سبیل نجاش و همج رعاع » مردم سه دستهاند : یک دسته علمای ربانی هستند . ( البته در اصطلاح حضرت علی عالم ربانی غیر از عالم ربانی ای است که ما به هر کسی تعارف میکنیم . یعنی یک عالم واقعا و صد در صد الوهی و خالص برای خدا که شاید این تعبیر جز بر پیغمبران و ائمه صادق نیست . « و متعلم علی سبیل نجاش » ( چون آن عالم را در مقابل این متعلم گرفته ، مقصود عالمی است که از بشری تعمل نمیکند ) . دسته دوم متعلمان هستند ، شاگردان آنها هستند ، کسانی که از آنها استفاده میکنند . دسته سوم مردمان « همج رعاع » هستند که « لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجاوا الی رکن وثیق » از نور علم پرتوی نگرفتهاند و به پایگاه محکمی هم تکیه ندارند . بعد شروع کرد از اهل زمان شکایت کردن . فرمود من علوم زیادی دارم ولی فردی که صلاحیت [ فراگیری آن را ] داشته باشد پیدا نمیکنم . دسته بندی کرد ، فرمود هستند افرادی که زیر کند اما زیرکیهایی که هر چه یاد بگیرند میخواهند به نفع استفاده خودشان به کار برند ، میخواهند دین را به نفع دنیای خودشان استفاده کنند.