امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
نیست که اینها در امر خلافت و اداره مملکت اشتباهاتی کردند و به لحاظ منطق تاریخ بحثی در این اشتباهات نیست . و این ، با آن تعریف معصوم جور در نمیآید . مثلا حضرت امام حسن کسی را که مأمور کرد با معاویه بجنگد عبیدالله عباس بود . یا خود حضرت امیر که عبدالله بن عباس را حاکم بصره کرد اگر میدانست که این آدم یک چنان رسوایی به بار میآورد و آنطور کثافتکاری میکند ، مسلم این کار را نمیکرد . پس مسلم این مطلب را نمیدانست یعنی قبلا فکر میکرد که او بهترین کسی است که برای این کار انتخاب کرده و بعد خراب از آب در آمد . و اگر تحقیق بیشتری درباره دوره حکومت حضرت بکنیم حتما خیلی از این مسائل هست و به لحاظ تاریخی هیچ ایرادی ندارد ولی با این تعریف عصمت جور در نمیآید . . . . اینکه بنده عرض کردم که این نوع بحث کردن به اصطلاح یک طرفه که یک عدهای که همه موافق هستند در یک بحثی شرکت کنند زیاد مفید نیست ، برای اینست که واقعا انسان وقتی یک عقیدهای دارد ، آنرا دوست دارد و تمایل ندارد که بر خلاف عقیدهاش چیزی بشنود به خصوص ما که از کودکی در افکارمان حب تشیع و خاندان علی بوده و هیچوقت انتقاد نشنیدهایم . شاید انتقاد نسبت به خود دین و اصول دین و حتی توحید و خدا پرستی را خیلی راحتتر شنیدهایم اما انتقاد به تشیع و ائمه و اینکه کسی از زندگی آنها ایراد بگیرد که چرا این کار را کردند و آن کار را نکردند ، نشنیدهایم . به همین جهت برای ما خیلی شاق است که کسی مثلا به امام حسن ایراد بگیرد یا احیانا به امام حسین ایراد بگیرد که آن خیلی مشکلتر است .