امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠
چهارچوب ثابتی دارد که نام آن اخلاق و یا قوانین کل شریعت است که از آنها نمیتو ان تجاوز کرد ، به عبارت دیگر مداری دارد که ثابت است و مراحلی دارد متغیر . هدایت و راهنمایی و رهبری انبیاء در حدود مدارهای کلی و ثابت است و هدایت و راهنمائی و رهبری بشری در حدود مسائل جزئی و متغیر . مثلا قرآن راجع به جهاد دستور میدهد که با چه قومی در چه شرایطی به جنگ و در چه شرایطی با آنها در حال صلح باشید . این هدایت و رهنمائی انبیاء است . اما اینکه در فلان زمان بالخصوص که جنگی در آن شرایط صورت میگیرد شخص معنی رهبری کند لشکر را ، چه تجهیزاتی داشته باشند و از کجا و چه وقت حرکت کنند و امثال اینها مربوط است به حرکت در داخل مدار . ٣ - گفتیم کلمه رهبر مرادف است با کلمههادی . اکنون میگوئیم ممکن است اشکال شود که هدایت رهنمایی است نه رهبری . رهنمایی تنها جنبه آموزشی و تبلیغی دارد اما رهبری جنبه تحریک و سوق دادن و بردن و در راه انداختن دارد . پس علاوه بر راهنمایی ، سامان دادن و سازمان دادن به قوای افراد و تحریک نیروها و اندیشه ها و تولید شوق و رغبت در آنها نیز داخل در مفهوم رهبری است . جواب اینست که درست است ولی کلمه هدایت همانطور که به معنی رهنمایی به کار رفته است به معنی رهبری و بلکه بالاتر به معنی ایصال الی المطلوب نیز به کار رفته است . شاید کلمه سیاقت و قیادت و امامت در مورد رهبری بیشتر صدق کند تا کلمه هدایت . ٤ - مسئله دیگر مسئله نیاز به رهبر و رهبری است که این بیت القصیده و زیر بنای تعلیمات انبیاست . در مذهب شیعه مسئله