امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
در اینجا بگو حق با این هست یا نیست . حالا اگر یک مورد استثنایی باشد مطلب دیگری است ولی به طور کلی قضاوتهای پیغمبر بر اساس ظاهر است همان طوری که دیگران قضاوت میکنند منتها در سطح خیلی بهتر و بالاتر . خودش هم فرمود من مأمورم که به ظاهر حکم کنم یعنی مدعی و منکری پیدا میشوند و مثلا مدعی دو تا شاهد عادل دارد . پیغمبر بر اساس همین مدرک حکم میکند . این ، حکمی است که پیغمبر کرده [ نه اینکه به او وحی شده باشد ] . در شأن سوم هم پیغمبر به موجب اینکه سائس و رهبر اجتماع است ، اگر فرمانی بدهد غیر از فرمانی است که طی آن وحی خدا را ابلاغ میکند . خدا به او اختیار چنین رهبری را داده و این حق را به او واگذار کرده است . او هم به حکم اینکه رهبر است کار میکند و لهذا احیانا مشورت مینماید . ما میبینیم در جنگهای احد ، بدر و در خیلی جاهای دیگر پیغمبر اکرم با اصحابش مشورت کرد . در حکم خدا نمیشود مشورت کرد . آیا هیچگاه پیغمبر با اصحابش مشورت کرد که نماز مغرب را اینطور بخوانیم یا آنطور ؟ بلکه مسائلی پیش میآمد که وقتی درباره آنها با او سخن میگفتند ، میفرمود این مسائل به من مربوط نیست ، من جانب الله چنین است و غیر از این هم نمیتواند باشد . ولی در اینگونه مسائل [ یعنی در غیر حکم خدا ] احیانا پیغمبر مشورت میکند و از دیگران نظر میخواهد . پس اگر در موردی پیغمبر اکرم فرمان داد چنین بکنید ، این ، به حکم اختیاری است که خدا به او داده است . اگر هم در یک مورد بالخصوص وحیی شده باشد ، یک امر استثنایی است و جنبه استثنایی دارد نه اینکه در تمام کارها و جزئیاتی که پیغمبر به عنوان رئیس اجتماع در اداره اجتماع انجام میداد ، به او وحی میشد که