امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
کردهاند . در ایامی که ما در قم بودیم ، اوایلی بود که " رساله الاسلام " که رسالهای است که دار التقریب منتشر میکند ، منتشر میشد . در آنجا یکی از علمای اهل تسنن در مقالهای این حدیث را به این شکل نقل کرده بود که پیغمبر فرمود : « انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و سنتی » . مرحوم آیة الله بروجردی که مردی بود واقعا و به تمام معنا عالم و روحانی و در اینگونه مسائل بسیار عاقلانه فکر میکرد ، طلبه فاضلی به نام آقا شیخ قوام و شنوهای را که خیلی اهل کتاب و تتبع بود و نسبتا مرد خوبی هم هست ، راهنمایی کردند که این حدیث را از کتب اهل تسنن استخراج کنند که شاید در بیش از دویست کتاب از کتب معتبر و مورد اعتماد اهل تسنن نوشتهاند که پیغمبر فرمود : « انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی » . و این حدیث در مقامات متعدد ب وده چون پیغمبر ( ص ) این مطلب را در جاهای مختلف به همین شکل فرموده است . البته منظور این نیست که پیغمبر ( ص ) حتی یک بار هم نگفته است که من دو چیز در میان شما میگذارم ، کتاب و سنت ، چون منافاتی نیست بین " کتاب و سنت " و " کتاب و عترت " زیرا عترت برای بیان سنت است . صحبت این نیست که ما به سنت رجوع کنیم یا به عترت مثل اینکه سنت موجودی از پیغمبر داریم و یک عترت در کنار آن ، یا باید به سنت مراجعه کنیم یا به عترت ! بلکه سخن اینست که عترت است که مبین واقعی سنت است و تمام سنت نزد آنهاست . « کتاب الله و عترتی » یعنی شما باید سنت مرا از عترت من تلقی کنید . علاوه بر این ، خود همین که میگوئیم پیغمبر فرمود : « انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی » سنت است چون حدیث پیغمبر است . منافاتی میان ایندو نیست . تازه اگر در یک جا که آن هم قطعی نیست پیغمبر