امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
استفاده کنند .
مسئله امامت به معنی مرجعیت دینی در اسلام که پیغمبر اکرم در این
حدیث متواتر فرموده است ، جز این نیست که برای تفسیر قرآن و فهم قرآن
و هدفهای آن و توضیح و تشریح اهداف و معارف آن و مقررات آن و اخلاق آن
، فهم ساده عرفی که هر که زبان عربی میداند پس کافی است ، کافی نیست .
لهذا دیدیم که چه انحرافها پیدا شد از قبیل قول به تجسم که انکم سترون
ربکم یوم القیامة کما ترون القمر لیلة البدر .
" حسبنا کتاب الله " اینطور نتیجه میدهد که نتیجهاش اشعری گری است
و یا اعتزال است که هر دو مکتب ، مکتب انحرافی بود .
پس ائمه در واقع تکنسینهای قرآن هستند در خارج از کشور ظاهر و محسوس
که علمشان علم افاضی و لااقل تعلیمی خصوصی است . علی علیهالسلام در ذیل
جملههای خطاب به کمیل فرمود : « هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرش و
باشروا روح الیقین و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش
منه الجاهلون » .
[ علم و دانش با بینایی حقیقی به ایشان یکباره روی آورده و با آسودگی
و خوشی یقین و باور به کار بستهاند و سختی و دشواری اشخاص به ناز و
نعمت پرورده را سهل و آسان یافتهاند و به آنچه نادانان از آن دوری
گزینند انس و خو گرفتهاند ] . [١]
ایضا در خطبه ٢ نهج البلاغه میفرماید : « [ هم ] موضع سره و لجأ امره و
عیبة علمه و موئل حکمه و کهوف کتبه و جبال دینه بهم أقام »
[١] ترجمه این روایت و چند روایت آینده از ناشر است .