امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
روزی شروع شد که سیاست از دیانت منفک شد . در زمان ابوبکر و عمر اگر چه هنوز سیاست و دیانت تا حدی توأم بود ولی تخم جدایی ایندو از زمان آنها پاشیده شد . کار در زمان خود آنها به آنجا کشید که مکرر عمر اشتباه میکرد و علی ( ع ) از او رفع اشتباه مینمود ولی اینقدر بود که علی ( ع ) طرف مشورت مسلم بود . این بود خطر بزرگ بر عالم اسلام ، و بزرگترین آرزوی هواخواهان ترقی اسلام باید توأم شدن سیاست و دیانت باشد . نسبت ایندو با هم نسبت روح و بدن است . این روح و بدن ، این مغز و پوست باید به یکدیگر بپیوندند . فلسفه پوست حفظ مغز است . پوست از مغز نیرو میگیرد و برای حفظ مغز است . اهتمام اسلام به امر سیاست و حکومت و جهاد و قوانین سیاسی برای حفظ مواریث معنوی یعنی توحید و معارف روحی و اخلاقی و عدالت اجتماعی و مساوات و عواطف انسانی است . اگر این پوست از این مغز جدا باشد ، البته مغز گزند میبیند و پوسته خاصیتی ندارد ، باید سوخته و ریخته بشود . ائمه اطهار همتی که کردند این بود که مواریث معنوی اسلام را حفظ کردند ، حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کردند . اولین کسی که حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کرد امام حسین بود . قیام امام حسین چنین اثری داشت ، فهمانید که اسلام تقوا و خدا شناسی و فداکاری و گذشت در راه خداست نه آن چیزی که دستگاه خلافت اموی بپا کرده است . اکنون باید ببینیم مواریث معنوی اسلام چیست و چگونه ائمه اطهار [ آنها را ] حفظ کردند . قرآن میفرماید : « یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة ». ایضا میفرماید : « لیقوم الناس بالقسط ». ایضا میفرماید : « انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا »