امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
اطهار . دوم از دستور العملهای آن بزرگواران به نمایندگان خود در مقام رهبری مردم . مثل آنچه که رسول اکرم به معاذ بن جبل فرمود که در سیرء ابن هشام هست : « یسر و لا تعسر و بشر و لا تنفر و صل بهم صلوش اضعفهم » . و همچنین مخصوصا دستور العملهای امیرالمؤمنین به حکام و والیان خود از قبیل آنچه به عثمان بن حنیف ، قثم بن عباس ، محمد بن ابیبکر ، ابن عباس و بالاخص آنچه به مالک اشتر نوشته است که صدها نکته روانی و اجتماعی مربوط به مدیریت و رهبری و اصول و فروع آن میتوان کشف کرد . متأسفانه ما فلسفه این دستورها را نمیدانیم . فلسفه اساسی زهد را که مربوط است به متد رهبری نمیدانیم و همه را حمل به از دنیا گریزی و از زندگی گریزی میکنیم . مخصوصا داستان معروف امیرالمؤمنین که در نهج البلاغه خطبه ٢٠٧ است و ما در ورقههای فلسفه زهد آنرا نقل کرده و مورد استفاده قرار دادهایم کاملا این فلسفه را روشن میکند ، که علی به خانه علاء بن زیاد حارثی میرود و پس از گفتگوهایی با او ، [ علاء ] از برادرش عاصم بن زیاد شکایت میکند و علی او را احضار میکند و با خطاب « یا عدی نفسه ! » او را مخاطب قرار میدهد و او را از این خشونت و سختگیر ی برخود مورد ملامت قرار میدهد و او خود علی را مورد نقض قرار میدهد و علی به او میفرماید : « ان الله تعالی فرض علی ائمة المسلمین ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره » . همچنین دستور العملی که به مالک میدهد راجع به عامه و خاصه که روحیه خاصه چه روحیهای است . بر آنها که مردم از