امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
این اساسیترین و مقدمترین رشدهاست . لهذا میبینیم وقتی که ابراهیم تقاضا
میکند که برخی از ذریهاش نیز امام و رهبر باشند ، جواب داده میشود :
« لا ینال عهدی الظالمین »یعنی آنکه رشد فردی و شخصی را فاقد است ، آنکه
رشد انسانی و اخلاقی را فاقد است نمیتواند رهبر خلق باشد . آنکه خود
انسان نیست ولو دانا باشد و رموز انسانیت را بداند نمیتواند انسانساز و
مهندس انسانها و کشاورز [١] انسانها باشد .
اما رشد بهرهبرداری از سایر سرمایههای انسانی و اداره و به کار گرفتن
آنها و پرورش دادن آنها و بهرهبرداری از آنها و سامان دادن و سازمان
دادن به آن نیروها و آزاد کردن و حرارت بخشیدن و از سردی و افسردگی و
جمود خارج کردن آنها و باز کردن آنها یعنی پاره کردن زنجیرهای معنوی و
روحی آنها که : « و یضع اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم »، اینچنین رشدی
همان است که امروز به نام مدیریت و یا رهبری نامید میشود .
درباره رشد فردی و شخصی باید توضیح دهیم که مثلا قوای عقلانی و هوشی و
ادراکی انسان یکی از سرمایههاست . اینها نیازمند به حسن اداره و حسن
بهرهبرداری است . مثلا قوه حافظه . از این قوه چگونه باید بهرهبرداری کرد
؟ بعضی خیال میکنند کافی است که حافظهای قوی و نیرومند داشته باشند و
بعضی دیگر خیال میکنند چون حافظه شان ضعیف است پس دیگر هیچ کاری علمی
و فکری فائده ندارد ، هیچ فکر نمیکنند که حافظه هم نیازمند به مدیریت
است ، نیازمند به رهبری است ، نیازمند به روش و متد خاص است .
[١] کزرع اخرج شطأه ». . .