امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢
تسنن اینست که آنچه خدا درباره جنبههای ماوراء الطبیعی انسان گفته از آدم و ابراهیم و . . . تا حضرت رسول ، بعد از ایشان دیگر پایان یافت . از دوره حضرت رسول به این طرف ، دیگر بشرها همه بشر عادی هستند ، فقط علمایی هستند که از راه تحصیل عالم شدهاند و گاهی اشتباه میکنند و گاهی اشتباه نمیکنند ، و زمامدارانی هستند که بعضی از آنها عادلند و برخی فاسق . مسئله در این حدود قرار میگیرد . دیگر آن بابی که ما داریم به نام باب حجتهای الهی ، کسانی که پیوند با دنیای ماوراء الطبیعه دارند ، [ آنها ندارند و معتقدند که ] با رفتن پیغمبر اصلا این بساط بر چیده و تمام شد . شیعه جواب میدهد که [ بعد از حضرت رسول ] مسئله رسالت و اینکه بشر دیگری بیاید و قانون و دین دیگری برای مردم بیاورد تمام شد . یک دین بیشتر نیست و آن اسلام است و با پیغمبر اسلام رسالت و نبوت ختم شد اما مسئله حجت و انسان کامل که اولین انسان روی زمین چنین بود و باید آخرین انسان هم چنین باشد ، هرگز در میان افراد بشر تمام نشده است . در میان اهل تسنن تنها طبقهای از متصوفه آنها هستند که این مسئله را قبول دارند منتها به نامهای دیگری . این است که ما میبینیم متصرفه اهل تسنن با اینکه متصوف هستند ، مسئله امامت را در بعضی از بیانهاشان طوری قبول کردهاند که یک شیعه قبول میکند . محیی الدین عربی ، اندلسی است و اندلس جزء سرزمینهایی است که اهالی آن نه تنها سنی بودند بلکه نسبت به شیعه عناد داشتند و بویی از ناصبی گری در آنها بود . علتش اینست که اندلس را ابتدا امویها فتح کردند و بعد هم خلافت اموی تا سالهای زیادی در آنجا حکومت میکرد . امویها هم که دشمن اهل بیت بودند و لهذا در میان علمای اهل تسنن