امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا . بعد حضرت رضا ( ع ) فرمود : « و امر الامامة من تمام الدین » امر امامت جزء متممات دین است « و لم یمض حتی بین لامته معالم دینهم » و پیغمبر نرفت مگر اینکه نشانههای دین را برای مردم بیان کرد و راهشان را روشن نمود . « و اقام لهم علیا علما » . خلاصه اینکه قرآن در کمال صراحت میگوید ما چیزی را فروگذار نکردیم . حال آیا جزئیات را هم فروگذار نکرده ؟ یا نه ، فقط کلیات و اصول و آنچه را که مردم بدان احتیاج دارند گفته است . یکی از آنها این است که قرآن انسانی را [ برای بعد از پیغمبر ] معرفی کرد که آنچه در تفسیر قرآن و توضیح معانی قرآن و تشریح کلیات قرآن هست نه از روی اجتهاد و رأی که بعضی از آنها درست باشد و برخی خطا ، [ بلکه به وسیله علم الهی میداند ] آن حقیقت اسلام نزد او هست . پس اینکه میگوید ما همه چیز را بیان کردیم یعنی دیگر چیزی باقی نماند ، کلیات را گفتیم ، جزئیات را هم بیان کردیم و گذاشتیم نزد کسی که بداند . همیشه کسی که اسلام را میداند در میان مردم هست . « من زعم ان الله عزوجل لم یکمل دینه فقد رد کتاب الله » اگر کسی بگوید خدا دینش را کامل نکرده بر ضد قرآن سخن گفته و کسی هم که کتاب خدا را رد کند کافر است . « و هل یعرفون قدر الامامة و محلها من الامة فیجوز فیها اختیارهم » کسانی که میگویند امامت انتخابی است ، آیا اصلا میدانند امام یعنی چه ؟ اینها خیال کردهاند که انتخاب امام مثل انتخاب فرمانده است برای یک سپاه . در حالی که امام یعنی آن کسی که قرآن میگوید [ با انتصاب او ] من دین را تکمیل کردم و نیز میدانیم که جزئیات مسائل در قرآن نیست و حقیقت اسلام نزد اوست . مگر مردم میتوانند