امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
رسل را به چه دلیل اثبات میکنی ؟ امام در پاسخ خود تکیه کرد بر مسئله توحید ، فرمود : « انا اثبتنا ان لنا خالقا صانعا متعالیا عنا و عن جمیع ما خلق و کان ذلک الصانع حکیما متعالیا لم یجز ان یشاهده خلقه و لا یلامسوه فیباشرهم و یباشروه و یحاجهم و یحاجوه ثبت ان له سفراء فی خلقه یعبرون عنه الی خلقه و عباده و یدلونهم علی مصالحهم و منافعهم و ما به بقائهم و فی ترکه فنائهم فثبت الامرون و الناهون عن الحکیم العلیم فی خلقه » . . . خلاصه این که ریشه اثبات انبیاء و رسل ، خود اثبات خداست با صفات و شئونش . وقتی شناختیم که ما خالق و صانعی داریم حکیم و متعالی از ما یعنی ما نمیتوانیم با حواس و مدارکی که داریم با او در تماس مستقیم باشیم و او را شهود یا لمس کنیم یا با او محاجه و سؤال و جواب کنیم ، با توجه به اینکه ما نیازمندیم که او ما را [ راهنمایی کند ] زیرا فقط او که حکیم است ، به مصالح و منافع واقعی ما آگاه است ، بنابراین باید یک موجودی که دارای دو جنبه است : از طرفی با خدا در تماس است یعنی میتواند از او وحی تلقی کند و از طرف دیگر ما میتوانیم با او تماس بگیریم وجود داشته باشد و وجود چنین کسانی لازم و واجب میشود . آنگاه درباره این افراد میفرماید : « حکماء مودبین بالحکمة » خود اینها باید حکیمانی باشند و به حکمت تأدیب شده باشند . « مبعوثین بها » به حکمت مبعوث شده باشند یعنی دعوتشان دعوت حکمت باشد « غیر مشارکین للناس علی مشارکتهم لهم فی الخلق » در عین اینکه در خلقت با مردم شریکند ، در یک جهاتی باید با مردم شریک نباشند ، یک جنبه علاوهای ، روح علاوهای باید در آنها وجود داشته باشد . « مؤیدین من عند الحکیم العلیم بالحکمة » و مؤید از ناحیه او باشند . « ثم ثبت »