امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
فرشتگان را به شگفت وامی دارد . چه سری و چه رازی در کار است ؟ درباره
اولین انسان تعبیر : « و نفخت فیه من روحی »به کار رفته ، از روح خود
چیزی در او دمیدم . این نشان میدهد که در بافتمان وجود این موجود غیر از
عناصر مادی یک عنصر علوی دخالت دارد که با تعبیر " دمیدم از روح خودم
" بیان شده است یعنی یک چیز اختصاصی من عند اللهی در ساختمان این
موجود دخالت کرد . به علاوه چرا تعبیر خلیفه الله دارد : « انی جاعل فی
الارض خلیفه »، خلیفه برای خودم .
بنابراین در قرآن یک چنین برداشت عظیمی برای انسان هست که اولین
انسانی که پا در این عالم میگذارد ، به عنوان حجت خدا ، پیغمبر خدا و
موجودی که با عالم غیب پیوستگی و ارتباط دارد پا میگذارد . تکیهگاه کلام
ائمه ما روی همین اصالت انسان است به این معنا که اولین انسانی که روی
زمین آمده است ، از آن سنخ بوده و آخرین انسانی هم که روی زمین باشد از
همین تیپ خواهد بود و هیچگاه جهان انسانیت از موجودی که حامل روح :
« انی جاعل فی الارض خلیفة غباشد خالی نیست . ( اصلا محور مسئله این است
) . سایر انسانها کأنه موجوداتی هستند فرع بر وجود چنین انسانی ، و اگر
چنین انسانی نباشد ، انسانهای دیگر هم هرگز نخواهند بود . اینچنین انسان
را حجت خدا تعبیر میکنند : « اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجة »
که این جمله در نهج البلاغه است [١] و در کتب زیادی نقل شده است و من
این را از مرحوم آقای بروجردی شنیدم ولی یادم نیست که در جای دیگری هم
دیدهام یا نه ، یعنی دنبالش نبودهام . ایشان میفرمود این جمله از آن
جملههایی است که حضرت در بصره بیان
[١] حکمت ١٣٩ ( فیض الاسلام ) .