امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧
دستش را میگیرد و مانع میشود . اگر اینطور باشد هیچ فرقی بین بنده و امیرالمؤمنین نیست چون هم من به طرف گناه میروم و هم او ، منتها برای او یک مأمور فرستادهاند که مانع میشود ولی برای من مأمور نفرستادهاند . اگر مأمور خارجی مانع گناه کردن انسان شود که هنر نشد . مثل اینست که شخصی دزدی میکند و من دزدی نمیکنم ولی من که دزدی نمیکنم به خاطر اینست که همیشه پاسبانی همراه من است . در این صورت من هم مثل او دزد هستم با این تفاوت که او دزدی است که پاسبان جلویم را نگرفته و من دزدی هستم که پاسبان جلویش را گرفته . این ، هنری نیست . مسئله عمده در مسئله عصمت ، عصمت از گناه است . عصمت از خطا مسئله دیگری است که آن نیز دو گونه است . یکی مسئله خطای در تبلیغ احکام است که بگوئیم پیغمبر احکام را برای ما بیان کرده است ولی شاید اشتباه کرده ، شاید خدا به گونهای به او وحی کرده و او اشتباها به گونهای دیگر گفته همانطور که ما اشتباه میکنیم ، به ما میگویند برو این پیغام را برسان ، بعد ما میرویم عوضی میگوئیم . یعنی اصلا اعتمادی به گفته پیغمبر نیست از باب اینکه ممکن است اشتباه کرده باشد . قطعا چنین چیزی نیست . اما در سایر مسائل . در اینجا آقای مهندس خیلی سرعت قضاوت نشان دادند و به امیرالمؤمنین ظلم کردند و واقعا ظلم فاحشی بود . شما چطور به این سرعت قضاوت کردید که اگر شما به جای امیر المؤمنین بودید ، عبد الله بن عباس را انتخاب نمیکردید و . . . ؟ در اینگونه مسائل تاریخی قضاوتهای ظنی مانعی ندارد . انسان درباره شخصی قضاوت میکند که من فکر میکنم اگر فلان کس در پانصد سال پیش به جای ان کار ، این کار را میکرد بهتر بود .