امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩
بودند . دیگر اینکه فرض کنیم که در اول عمر ظالم بودند ، در آخر عمر خوب شدند . سوم آنکه در اول عمر خوب بودند ، بعدها ظالم شدند . و چهارم اینکه هیچوقت ظالم نبودند . میگویند محال است که ابراهیم ( ع ) امامت را با این شأن بزرگی که خود او میدانست قضیه از چه قرار است که بعد از دوران نبوت و رسالت به او میگویند چنین منصبی را به تو میدهیم ، برای آن بچههایی خواسته باشد که از اول تا آخر عمرشان ظالم و بد کار بودند . همچنین محال است که تقاضای ابراهیم برای آن فرزندانش باشد که اوایل عمرشان خوب بودند اما اکنون که میخواهند این منصب را به آنها بدهند ، بدند . ابراهیم ( ع ) اگر تقاضا کرده باشد برای فرزندان خوبش تقاضا کرده است . خوبها دو قسمند : خوبهایی که از اول تا آخر عمر همیشه خوب بودهاند ، و خوبیهایی که اول بد بودهاند و حالا خوب شدهاند ، وقتی که مورد تقاضای ابراهیم مشخص شد که از ایندو تجاوز نمیکند ، پس شامل کسانی میشود ک ه اگر چه اکنون ظالم و ستمگر نیستند ولی در گذشته آلودگی داشتهاند و سابقه شان خوب نیست . [ ولی میبینیم ] قرآن میگوید : « لا ینال عهدی الظالمین »آنها که سابقه ظلم دارند ، نه . عهد من به ستمکاران نمیرسد . مسلما آنکه بالفعل ظالم است که یا همیشه ظالم بوده و یا قبلا نبوده و بالفعل ظالم است ، مورد تقاضا نیست . بنابر این قرآن نفی میکند که امامت به کسی برسد که سابقهاش بد است . اینست که شیعه بر این اساس استدلال میکنند که امکان ندارد امامت به کسانی برسد که دورانی از عمرشان را مشرک بودهاند . و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین