امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
ندارد ، میگوئیم باید [ در رأس حکومت ] مجتهد جامع الشرائط باشد یا نباشد . ولی قرآن باید یک دستور العمل اساسی برای مسلمین بدهند که [ پس از پیغمبر ابتدا ] عدهای را که معصومند اختصاصا بر شما حاکم میکنیم ، بعد از آن شما باید به مشورت خودتان [ کسی را انتخاب کنید ] یا فقیه شما حکومت بکند . این قضیه هم بعد از امام یازدهم لا ینحل میماند و باز دچار اشکالات و اختلاف نظرهای بسیار است . این مسئله به چه صورت از نظر ما شیعه حل میشود ؟ جواب : مقداری از اینها را ما در جلسات پیش عرض کردیم . باز شما مسئله را گرداندید تنها به مسئله حکومت . این را ما در هفتههای پیش عرض کردیم که مسئله حکومت غیر از مسئله امامت است و از نظر شیعه مسئله حکومت در زمان امام نظیر مسئله حکومت است در زمان پیغمبر ، یعنی حکم استثنایی دارد . همان طور که در زمان پیغمبر این مسئله مطرح نیست که با وجود پیغمبر تکلیف مسئله حکومت چیست ، با فرض وجود و حضور امام در سطحی که شیعه بدان قائل است نیز مسئله حکومت یک مسئله فرعی و طفیلی است . اگر بخواهیم مسئله حکومت را به طور مجزا مطرح بکنیم مسئله علیحدهای است که در زمان عدم وجود امام ( که چنین زمانی نداریم ) یا عدم حضور امام مطرح است و البته یک مسئله اساسی هم هست . و لهذا ما منکر « امرهم شوری بینهم »نیستیم اما « امرهم شوری بینهم »در کجا ؟ آیا در امری که نصی از قرآن رسیده و تکلیفش روشن است ؟ در آنها که نیست ، بلکه در مواردی است که مربوط به حکمی از احکام الهی نیست و دستوری دربارهاش نرسیده است . اما آن قضایایی که فرمودید در کتاب " حکومت در اسلام " نوشته شده . البته من استقصای کامل نکردهام . متأسفانه در آن کتاب