امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
خدا آنچه را که بر قومی هست از آنها نمیگیرد مگر آنچه را که در ایشان هست ، خودشان از خودشان بگیرند . این آیه اعم است یعنی خداوند نعمتی را که قومی دارند از آنها نمیگیرد و تبدیل به نقمت نمیکند مگر خودشان را عوض کرده باشند ، نقمتی را هم که قومی دارند از آنها نمیگیرد باز مگر خودشان را عوض کرده باشند . ولی آیه اول فقط در مورد نعمتهاست و به نقمتها کار ندارد اما با یک نکته اضافی و آن اینکه میفرماید : « ذلک بان الله لم یک مغیرا »این بدان موجب است که خدا چنین نبوده است . آنوقت در قرآن میگوید : « ما کان الله »خدا چنین نبوده است یعنی خدایی خدا ایجاب نمیکند . بر ضد خدایی خداست که نعمتی را گتره از قومی سلب کند . اینکه مشیت خداوند گتره و گزاف جریان پیدا کند و هیچ چیزی را شرط هیچ چیز قرار ندهد ، بر خلاف حکمت و کمال ذات و خدایی اوست . پس این آیات ، آیات مادرند نسبت به آن آیه . آیههایی که راجع به مشیت است همین قدر میگوید که همه چیز به مشیت خداست . این آیه میگوید ولی مشیت خدا اینچنین در عالم جریان دارد ، اینچنین قانونی دارد . پس در قرآن این مطلب یک اصل اساسی بسیار متینی است و در آیات زیادی تکرار شده است که اگر شکر نعمت مرا به جای آورید یعنی اگر از نعمت من درست استفاده کنید آنرا ابقا میکنم و اگر با نعمت من بازی کنید ، کفران نعمت کنید ، آنرا از شما سلب میکنم . پس معنی « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون اینست که دیگر کافرها ، بیرون جامعه اسلامی [ از اینکه دین شما از بین برود ] مأیوسند . از ناحیه آنها دیگر خطری برای عالم اسلامی نیست ، از من بترسید یعنی از خودتان بترسید . ای جماعت