امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
یعنی مزاحمت بدنی مثل کتک زدن نبود ولی مزاحمت تبلیغاتی وجود داشت . رسول اکرم همیشه از این فرصت استفاده میکرد و وقتی مردم در بازار عکاظ در عرفات جمع میشدند ( آن موقع هم حج بود ولی با یک سبک مخصوص ) میرفت در میان قبائل گردش میکرد و مردم را دعوت مینمود . نوشتهاند در آنجا ابولهب مثل سایه پشت سر پیغمبر حرکت میکرد و هر چه پیغمبر میفرمود ، او میگفت دروغ میگوید ، به حرفش گوش نکنید . رئیس یکی از قبائل خیلی با فراست بود . بعد از آنکه مقداری با پیغمبر صحبت کرد ، به قوم خودش گفت اگر این شخص از من میبود لاکلت به العرب . یعنی من اینقدر در او استعداد میبینم که اگر از ما میبود ، به وسیله وی عرب را میخوردم . او به پیغمبر اکرم گفت من و قومم حاضریم به تو ایمان بیاوریم ( بدون شک ایمان آنها ایمان واقعی نبود ) به شرط اینکه تو هم به ما قولی بدهی و آن اینکه برای بعد از خودت من یا یک نفر از ما را تعیین کنی . فرمود اینکه چه کسی بعد از من باشد ، با من نیست با خداست . این ، مطلبی است که در کتب تاریخ اهل تسنن آمده است .
حدیث غدیر و تواتر آن
یکی دیگر از ادلهای که شیعه ذکر کردهاند حدیث غدیر است . [ خواجه نصیر ] میگوید : و لحدیث الغدیر المتواتر حدیث غدیری که متواتر است . " متواتر " اصطلاحی است در علم حدیث ، میگویند خبر واحد و خبر متواتر . مقصود از خبر واحد این نیست که ناقل آن یک نفر باشد بلکه یعنی خبری که نقل آن در حدی است که مفید یقین نیست خواه ناقل یک نفر باشد و خواه ده نفر باشند . مثلا شخصی نقل میکند که من فلان خبر را از رادیو شنیدم . شما گمان