امامت و رهبری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
کتابهایی نظیر عبقات والغدیر ، کوشششان در این است که ثابت کنند این احادیث متواترند . در این دو کتاب مخصوصا الغدیر ، ناقلان حدیث غدیر طبقه به طبقه از قرن اول تا قرن چهاردهم ذکر شدهاند . ابتدا شصت و چند نفر از طبقه صحابه پیغمبر را نام میبرد ( البته از کتب اهل تسنن ) . بعد از طبقه تابعین ذکر میکند که از صحابه نقل کردهاند . اینها تقریبا مربوط به قرن اول میشوند . در قرون بعد نیز طبقه به طبقه نقل کرده است . مخصوصا کاری که در الغدیر صورت گرفته اینست که از جنبه ادبی قضیه استفاده کرده و این ، کار خیلی خوبی است . عبقات و کتابهای دیگر در این زمینه ، بیشتر به نقل حدیثی تمسک کردهاند که در هر قرنی چه کسانی نقل کردهاند ولی الغدیر از جنبه ادبی هم استفاده کرده است چون در هر عصری هر مطلبی که در میان مردم وجود داشته باشد ، شعرا آنرا منعکس میکنند . شعرا منعکس کننده آن چیزی هستند که در زمان خودشان هست . میگوید اگر مسئله غدیر مسئلهای بود که به قول آنها مثلا در قرن چهارم بوجود آمده بود ، دیگر در قرون اول و دوم و سوم شعرا اینهمه شعر دربارهاش نگفته بودند . در هر قرنی ما میبینیم مسئله غدیر جزء ادبیات آن قرن است . بنابراین چگونه میتوانیم این حدیث را انکار کنیم . و این ، از نظر تاریخی روش خوبی است . ما خیلی از اوقات برای اثبات وجود موضوعی در تاریخ میرویم سراغ ادبا . میبینیم در هر قرنی همه ادبا این موضوع را منعکس کردهاند ، معلوم میشود که این ، در زمان آنها فکر موجودی بوده است . " عبقات " نیز گاهی برای یک حدیث یک کتاب نوشته است که در آن راویان آن حدیث را ذکر کرده و اینکه آیا این راوی درست است یا نادرست ، فلان کس گفته درست است و . . . یک شاخه درخت پرشجری