درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
طبیعت کمال خودش را در کیفیات و یا در کمیات و یا در أینیات و یا در وضع جستجو میکند . و چون آنها معتقد به حرکت در همین اعراض بودند پس طبیعت نمیتوا ند کمال دیگری در امور دیگر جستجو کند . و چون همه اینها برای طبیعت جوهری عرضند بنابراین هر غایت و کمال طبیعت جوهری از نوع عرض است . البته هر تغییر عرضی از نوع کمال برای یک جوهر نیست ، یعنی ممکن است دگرگونیهای کیفی و کمی ایجاد بشود ولی از قبیل غایات نباشد . مثلا شما میتوانید با یک علت قسری کمیت یک طبیعت را عوض کنید . مانند اینکه درختی که اقتضا میکند کمیتش فلان قدر باشد تحت یک سلسله عوامل تغییرش بدهید ، درخت استعداد این تغییر را دارد ، ولی این تغییر چیزی نیست که خود طبیعت آن را جستجو کند . شما آن کمیت را بر او تحمیل میکنید . اما اگر کسی قائل به حرکت در جوهر شد لازمهاش این است که معتقد باشد که اصلا غایات ذاتی طبیعت همان غایات جوهریه است - که این یک مسأله فوقالعاده مهمی درباب حرکت جوهریه است . و ( در این صورت ) غایات عرضیه غایات درجه دوم هستند . به این معنا که طبیعت چند حرکت دارد : حرکتی در جوهر و حرکاتی در اعراض . غایت حرکت در جوهر هم جوهر است و غایت حرکات عرضی هم عرضی است . غایات کیفی و کمی و أینی و وضعی غایات هستند ولی غایات حرکات عرضی طبیعت هستند . ولی همانطور که حرکات عرضی طبیعت طفیل حرکات جوهری طبیعت است و چون در جوهر حرکت پیدا شود در اعراض هم حرکت پیدا میشود ، غایات عرضی هم تابع و طفیل آن غایات جوهری است . آن وقت معنای این سخن چنین میشود که طبیعت همیشه به سوی یک کمال جوهری در حرکت است . کمال جوهری چیست ؟ اشتداد در جوهر است . اکنون جای بیان آن نیست ، ولی آنها که به این حرکت معتقدند میگویند که طبیعت هر چه بیشتر اشتداد پیدا کند جنبههای طبیعی و مادی یعنی مکانی و زمانی و بعدی خود را از دست میدهد و به عبارت دیگر جنبههای عدمی