درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٣
اینکه روشن باشد . مقصود از این اصطلاح این است که علم به تبع صور باشد ، علم صوری باشد ، حالا میخواهید اسمش را علم حصولی بگذارید یا علم ارتسامی ، منظور علمی است که به تبع یک سلسله صورتها است ، ولی نه صورتهائی که از معلوم گرفته شده باشند ، بلکه صورتهائی که معلوم از آنها گرفته شدهاند . البته این بیان بوعلی را به کلی رد کردهاند و کنار گذاشتهاند . سؤال : چگونه میشود که این علم ، علت باشد و مقدم بر معلول باشد ، در حالی که باید معیت داشته باشند ؟ استاد : مسأله این که خود علت چگونه بر معلول تقدم دارد ، مسأله ربط حادث به قدیم است که ما قبلا این را حل کردیم و آن به علم کار ندارد . مسأله این بود که وقتی علت تامه باشد ، معلول باید مقارن آن باشد . - : من ربط را نمیگویم ، این تقدم را میگویم . استاد : ربط یعنی همان . یعنی همان طرح اشکال تقدم و تأخر . این اشکال ، اشکال معیت علت تامه با معلول است . این اشکال در جای خودش حل شده است . درباب وجود عینی علت و معلول این اشکال هست که بالاخره علتها باید در ازل باشند و معلولها در لایزال . اما در علم و معلوم این اشکال پیدا نمیشود . چون علم به معلول مثل خود معلول یک امر مادی نیست که بخواهد در زمان پیدا شود ، و لهذا این اشکال پیدا نمیشود . پس بوعلی [ در مورد علم واجب تعالی به اشیاء ] از این راه وارد شده ، که این نظر بوعلی را از جنبههای زیادی رد کردهاند .