درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٨
استاد : درباب وحدت و کثرت میخوانیم که انواعی از وحدت داریم . و هر وحدتی در مقابل یک کثرت است . مثلا وقتی دو عنصر با هم ترکیب میشوند ، [ یک صورتی پیدا میشود ] که به تبع آن صورت یک وحدت در این جا پیدا میشود . یعنی دو شیء که بکلی با یکدیگر مباین بودند [ یکی میشوند ، ] و کثرت تبدیل به وحدت میشود . اما آن کثرتی که [ مربوط به اصل وجود مادی آنها است ] و یک کثرت آمیخته به وحدت است سرجای خودش است . آن نوع وحدتی که در اثر ترکیب پیدا میشود ، کثرت مقابل خود را نفی میکند . و این کثرت ، غیر از آن کثرتی است که در ماده وجود دارد . این را ما درباب وحدت و کثرت بحث میکنیم ، و انواع کثرتها و در مقابل آنها انواع وحدتها را بیان میکنیم . بنابراین مانعی ندارد که یک کثرت از یک شیء نفی شود ، و در همان حال یک کثرت دیگر که در مقابل [ وحدت بدست آمده ] نیست ، برایش اثبات شود . سؤال : در علم حصولی که ما در استدلالات خود به واجب تعالی پیدا میکنیم ، آیا در واقع یک ماهیت برای واجب میسازیم و بعد علم حصولی ؟ استاد : نه ، لازم نیست که علم حصولی ما ماهیت بخواهد . - : چون ما به وجود که نمیتوانیم علم داشته باشیم . استاد : نه ، همانطور که در کتاب " اصول فلسفه " گفته شده ، ما یک سلسله مفاهیم انتزاعی یا اعتباری داریم ، [ که ماهیات نیستند ] . مثلا مفهومی از وجود ، وجوب و ضرورت داریم . آنگاه دو مفهوم وجوب و وجود را ترکیب میکنیم و مفهوم واجبالوجود را میسازیم . اگر بخواهیم انطباق مفهوم واجبالوجود بر خداوند را تشبیه کنیم ، چون مثالی نداریم ، مثل این است که ما انسانی را با نشانه کلاه قرمز بشناسیم . این کلاه قرمز ماهیت آن شخص را نشان نمیدهد . ولی با کلاه قرمز او را در میان انسانهای دیگر مشخص میکنیم . - : یعنی این یک انطباق [ کامل نیست ] ؟