درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١
به آن معنا که در قضایا میگوئیم مطرح کنیم ، در امور خارجی ما موضوع و محمول نداریم . موضوع و محمول ساختن عمل ذهن است . بعلاوه در همانجا که در تناقض هشت وحدت را شرط دانستهاند ، در واقع یک وحدت بیشتر شرط نیست . نقیض واقعی هر چیزی رفع همان چیز است . آنجا اعتبار وحدت موضوع و محمول و مکان و اینها نمیخواهد . آن مفهومی که رفع مفهوم دیگری باشد نقیض آن است . - : این ضدش نمیشود ؟ استاد : نه ، ضد نه . رفع یک چیز نقیض آن است . مثلا از یک طرف ذهن حکم میکند و میگوید که الان این آب گرم است . اگر از طرف دیگر بیاید و آن را رفع کند و بگوید چنین نیست که الان آب گرم است ، این نقیض میشود . نقیض واقعیتش این است . قضایای دیگری هستند که در حکم نقیض میباشند ، نه اینکه واقعا نقیض باشند . مثل اینکه نقیض موجبه کلیه ، سالبه جزئیه است . در واقع نقیض موجبه کلیه ، رفع موجبه کلیه است ، نه سالبه جزئیه . آن وقت آمدهاند این وحدتها را اعتبار کردهاند برای اینکه در نتیجه با آن اصل یکی دربیاید ، والا همان یک شرط است .