درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨
استاد : چرا ، صورت در مقابل ماده همینجور هم هست . یعنی نسبت صورت به ماده همان نسبت فصل است به جنس . همانطور که فصل حقیقت بخش و تحقق بخش و تحصل بخش جنس است ، صورت هم تحصل بخش ماده است ، در نزد آنهائی که قائل به ماده هستند . سؤال : در اینجا که میگوئیم واجبالوجود [ برای تمایز از دیگری ] فصل داشته باشد ، از وجوب وجود خارج میشود . چون تحققش اصلا به وجوب وجود است . استاد : بله ، همین است . سؤال : این بیان هگل چگونه است ؟ استاد : حالا آن حرف دیگری است که هگل میگوید . میگوید وقتی که شما یک چیزی را نفی میکنید ، قهرا مستلزم این است که یک چیز دیگری را اثبات کنید ، والا نمیشود که همه چیز در آن نفی شود . این در بعضی موارد درست است و در بعضی موارد درست نیست . زیرا ما دو جور سالبه داریم ، دو جور سلب داریم : یکی سلب به انتفاء موضوع ، و دیگری سلب با اثبات موضوع . در مواردی که سلب به انتفاء موضوع باشد ، فقط سلب صورت میگیرد . به هیچ وجه مستلزم یک ایجابی نیست ، اما در موردی که موضوعی را اول محقق فرض کردیم ، و بعد چیزی را از او سلب میکنیم ، قهرا یک امری اثباتی هست که چیزی از او سلب میکنیم . پس وقتی چیزی را از آن موضوع نفی کردیم ، قهرا یک چیز دیگری را ، اگر چه بیان نکردهایم ، اثبات نمودهایم . مثلا اگر شما در یک جا بگوئید که این سفید نیست ، بالاخره سبز است یا سرخ است ، یا رنگ دیگری است . سؤال : در جلسات پیش بحثی را درباره ملاک کثرت فرمودید و اموری مادی مانند أین و وضع را ملاک کثرت بیان کردید . در مجردات چگونه است ، اگر وحدت نوعی و جنسی داشته باشند ؟ استاد : اصلا در آنجا کثرت نیست .