درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
نداشت . شیخ اینجور میگوید : [ با فرض دو واجبالوجود ] ، یا اختلاف این دو در یک امر ذاتی است ، و یا اختلافشان در یک امر خارج از ذات . بعد میگوید اگر اختلاف آنها در امر ذاتی بود ، یا این است که اینها وجه امتیازی از یکدیگر دارند ، یا ندارند . خوب معلوم است که اگر وجه امتیازی از یکدیگر نداشته باشند ، یکی میشوند و دو تا نمیباشند . البته دو تا که میگوئیم حداقل را در نظر گرفتهایم ، چون سه و پنج و ده و غیرمتناهی همه یک حکم را دارند ، پس یا این است که اینها وجه امتیازی از یکدیگر ندارند ، یعنی چیزی که اینها را از یکدیگر جدا بکند نیست ، و یا هست . اگر نباشد ، پس اینها متعدد نیستند و یکی هستند . اگر وجه امتیازی داشته باشند ، خالی از این نیست که یا وجه امتیاز در هر دو وجودی است . مثلا فرض کنید که امر مشترک هر دو این است که هر دو " الف " میباشند . و وجه امتیازشان این است که یکی " الف خاص " است و یک خصوصیت وجودی دارد ، و دیگری " الف خاص " و با یک خصوصیت دیگر ، یعنی در واقع هر کدام یک خصوصیت فصلی دارند .
فرض وجه امتیاز دو واجبالوجود در امر عدمی
یا اینکه وجه امتیازشان به این است که یکی از آنها یک خصوصیت وجودی دارد و دیگری آن خصوصیت وجودی را ندارد . این هم یک فرضی است . مثل چه چیز ؟ این که دو چیز داشته باشیم که هر دو در یک امر مشترک باشند ، و یکی از آنها آن مشترک را داشته باشد بعلاوه یک امر دیگر ، و دیگری آن مشترک را داشته باشد ولی آن امر بعلاوه را نداشته باشد ، یعنی فرقش با آن دیگری این است که آن علاوه را ندارد . ببینید : ما در مواردی نظیر این را داریم ، حالا آن خصوصیتش چیست ؟ مثلا خط نیممتری و خط یک متری دو چیز هستند و متمایز از یکدیگرند ، و وجه مشترک هم با یکدیگر دارند . وجه مشترکشان این است که