درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
دارای انواع متعدد میگردد . دیگر اینکه امتیاز آنها در فرد باشد . یعنی یک نوع واجب بیشتر نباشد ، اما همان نوع دارای افراد مختلف باشد ، که در این صورت طبعا امتیازشان به اعراض خواهد بود . حال فرض میکنیم که اختلاف واجبها در عوارض است ، سؤال میکنیم : این عوارض از کجا پیدا شده است ؟ طبیعت اینها که یکی است و بنابر طبیعتشان باید اقتضائات یکسان داشته باشند . در افراد ممکن عوارض ناشی از عوامل خارجی است ، اما واجبالوجود که نمیتواند تحت تأثیر عامل دیگر قرار گیرد . اگر واجبالوجودی در عالم باشد ، آنچه را که دارد از ذات خود دارد . فرض دیگر این بود که اختلاف در فصل باشد . یعنی بگوئیم دو واجب داریم که در یک جهت اشتراک دارند . آیا ملاک وجوب وجود مابهالامتیاز است یا مابهالاشتراک ؟ اگر مابهالاشتراک همان ملاک وجوب وجود است ، دیگر مابهالامتیاز ملاک وجوب وجود نیست . . . میپرسیم : پیدایش این مابهالامتیاز از کجاست . . .
شبهه ابنکمونه
در اینجا است که سؤال معروف ابنکمونه مطرح میشود . اگر چه این اشکال بعد از بوعلی طرح شده است ولی جواب آن از بیانات بوعلی روشن است . ابنکمونه میگوید که شما یکبار اختلاف را در فصل فرض کردید و بار دیگر در اعراض و گفتید که اینها در وجوب وجود با هم مشترک هستند ، به همین جهت تعدد را غیر ممکن دانستید . چه مانعی دارد که بگوئیم واجب الوجودها اصلا با هم اشتراکی ندارند ؟ دو وجودند که به تمام ذات متباین از یکدیگرند ، مثل مقولات و اجناس عالیه که به تمام ذات جدا از هم هستند ، کم و کیف متباین به تمام ذات هستند .