درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩
درباب انواع حیوانات هم این مطلب را قبول ندارند که بشود یک ماهیتی در یک جا جنس باشد و در جای دیگر نوع باشد . لااقل امثال شیخ این مطلب را قبول ندارند . امثال ملاصدرا در بعضی جاها این را قبول میکنند . یعنی درباب امور مادی و مادیات قبول میکنند که ماده در عالم واقع و نفسالامر گاهی دو حالت پیدا میکند : حالت لابشرطی و حالت بشرط لائی . ماده در حالت بشرط لائی نوع میشود ، و در حالت لابشرطی جنس میشود . میگویند حیوانیتی که در انسان است و حیوانیتی که در الاغ است ، هر دو با این که حیوانیت هستند ، ولی در حیوانیت میباشند . در [ الاغ ] حیوانیت بشرط لا است ، یعنی حیوانیتی که ابا دارد از این که غیر حیوانیت با او جمع شود . و در [ انسان ] حیوانیت لابشرط است ، که استعداد پذیرفتن غیر حیوانیت را هم دارد . حالا این بحث مقداری دامنهدار میشود ، بیان شیخ به آن گونه حرفها نمیکشد . غرض تفهیم این مطلب بود که کسی بگوید دو واجبالوجود داشته باشیم که امتیازشان از یکدیگر به این است که یکی همان حقیقت واجبالوجود است با یک امر وجودی و یک شرط وجودی ، و دیگری همان واجبالوجود است بدون آن شرط وجودی . مثالهائی که من در اینجا آوردم ، شیخ نیاورده . نظیر این مواردی که احیانا گفته میشود که اختلاف دو نوع با یکدیگر به این صورت باشد . این هم یک فرض دیگر .
فرض دو واجبالوجود که امتیازشان به دو فصل وجودی باشد
یک فرض دیگر این بود که دو واجبالوجود در حقیقت وجوب وجود با یکدیگر شرکت داشته باشند و امتیازشان از یکدیگر به دو امر وجودی باشد . یکی واجبالوجود باشد مع فصل وجودی ، و دیگری هم واجبالوجود باشد مع فصل وجودی آخر . شیخ هر کدام را به تفصیل رد میکند .