درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
الوجود است که اگر ماهیت داشته باشد چنین میشود ؟ یا این اشکال در مورد هر ذی ماهیتی مطرح است ؟ ممکن است کسی بگوید که این اشکال در مورد هر ذی ماهیتی هست ، چه واجبالوجود باشد و چه نباشد . شیخ جواب میدهد که چنین نیست ، در مورد هر ذی ماهیتی مطرح نیست . میان آن ماهیتی که ما فرض میکنیم که وجوب وجود میخواهد عارض آن بشود و وجوب بالذات میخواهد به آن تعلق داشته باشد به ماهیتی که یک وجودی به او تعلق دارد ولی آن وجود واجب بالذات نیست تفاوت است . چرا تفاوت است ؟ برای اینکه اگر آن وجود واجب بالذات باشد نمیتوان فرض کرد که وجوب وجود معلول خود این ماهیت است ، این با وجوب وجود منافات دارد . ولی اگر آن وجود واجب بالذات نباشد از این نظر اشکالی نیست که ما این وجود را معلول خود ماهیت بدانیم . عبارت " من هذه الجهة " را که آورده [ به این خاطر است که بگوید ] از این نظر اشکالی نیست ، اگر اشکالی باشد از ناحیه دیگری است . پس ایراد نگیرید که اگر محال باشد که وجوب وجود به یک ماهیتی تعلق بگیرد ، چه فرق میکند ، تعلق وجوب محال است ، میخواهد وجوب وجود باشد یا غیر وجوب وجود . میگوید : نه ، وجوبهای دیگر اینجور نیست . وجوب وجود است که این اشکال را دارد . وجود بطور مطلق مانعی ندارد که به ماهیت تعلق بگیرد ، و حتی از این نظر مانعی ندارد که معلول ماهیت هم باشد . اینها را با همدیگر اشتباه نکنید . بنابراین میگوید : ولیس هکذا حالالوجود اذا أخذ مطلقا غیر مقید بالوجوب الصرف الذی یلحق الماهیه . در سه چهار سطر قبل این عبارت بود : و هذا محال اذا أخذ مطلقا غیر مقید بالوجود الوجود الصرف الذی یلحق الماهیة . یعنی در آن عبارت سه چهار سطر قبل بحث در وجوب مطلق بود ، وجوب اگر مقید به وجود نباشد . اما در اینجا سخن از وجود است اگر مقید به وجوب نباشد . این وجوب است که نمیشود . چرا ؟ برای اینکه : وذلک لانالوجود یجوز أن یکون معلولا ، والوجوب المطلق الذی بالذات