درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦
باشد ، خسوف روی میدهد . و به همین خسوف جزئی هم علم دارد . مثال دیگری ذکر کنم : شخصی که محاسبه کننده و حسابگر است ، در این مورد علم دارد که مثلا قطاری در ساعت دوازده از تهران به طرف مشهد با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند . [ اگر قطار در مدتی بعد به گرمسار برسد ] ، هیچ ضرورتی ندارد که این شخص قطار را در آن ساعت در گرمسار ببیند . او تحت قاعده و ضابطه کلی الان علم دارد که قطار در گرمسار ایستاده است . البته علم بشر آنقدر دقیق نیست که هیچ تخلفی نداشته باشد . ممکن است یک دقیقه ، دو دقیقه یا ده دقیقه تخلف داشته باشد . اما اگر فرض کنیم که ما آنقدر به علل احاطه داشته باشیم که جمیع عللی که کند کننده است و تند کننده است را بشناسیم ، از قبیل حرکت باد و عوامل دیگر . اگر ما به همه اینها علم داشته باشیم ، نه تنها یک ثانیه تخلف ندارد ، بلکه یک میلیونیم ثانیه هم تخلف ندارد . آن کسی که توی قطار است علم به جزئی دارد به نحو جزئی ، و آن کس که روی قاعده و ضابطه کلی و از روی محاسبه این را کشف میکند ، علم به جزئی دارد از طریق کلی .
علم حقتعالی به جزئیات به نحو کلی است
سخن بوعلی این است که علم حق تعالی به همه اشیاء حتی به جزئیات به نحو کلی است . " « لا یعزب عن علمه مثقال ذره فی السموات و الارض »" شیخ هم به همین جور آیات تکیه میکند ، و میگوید که معنای چنین آیاتی این نیست که علم خداوند به اشیاء به نحو جزئی و زمانی است . علم جزئی و زمانی که مانند خود آن معلوم متغیر است ، این لایق به ذات پروردگار نیست . این از نقص موجود عالم پیدا میشود . ولی موجود عالم کامل که از روی علم به علت علم به معلول پیدا میکند و قهرا به وجه کلی است ، او علم به تمام دقایق و ذرات دارد ، ولی همه را به نحو کلی علم دارد . چون این مسأله جای لغزش داشته و ممکن بوده که مورد توهم واقع