درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
امتیاز یک نوع از نوع دیگر با عرض خاص باشد . با عرض خاص هم میشود یک نوع را از نوع دیگر تمیز داد . پس فرق اینها چیست ؟ چطور شده که یک چیزی را آمدهاند فصل گفتهاند و یک چیز دیگر را عرض خاص ؟ چطور میان فصل و عرض خاص فرق گذاشتهاند ؟ جواب این است که این یک امر قراردادی نیست . فصل آن چیزی است که جنس بدون آن نمیتواند تحقق داشته باشد ، یعنی جنس بدون آن یک معنائی است که نمیتوا ند تحقق داشته باشد ، بینیاز از او نیست . فقط در ضمن آن است که میتواند وجود داشته باشد . و بس . ولی عرض خاص و عرض عام چیزی هستند که جنس قبل از آنها با فصل خودش تحقق دارد و بینیاز از آنها است . آنها در مرحله بعد از تحقق عارض این میشوند . جنس به آن چیزی میگوئیم که اصلا نمیتواند بدون فصل تحقق داشته باشد ، تحققش توأم با تحقق فصل است ، بلکه به یک معنا فرع تحقق فصل است . تحقق جنس فرع تحقق فصل است . ولی عرض آن چیزی است که بعد از اینکه جنس محقق شد ، که حتما باید در ضمن فصل محقق شود ، در خارج عارض وجود این دو تا میشود . مثلا میگوئیم عدد برای مراتب اعداد جنس است . عدد برای دو و سه و چهار و پنج الی آخر ، جنس است . یعنی چه ؟ یعنی این که عدد بدون آن که دو باشد یا سه باشد یا چهار باشد و یا پنج باشد نمیتواند محقق بشود . اصلا تحققش به تحقق یکی از اینها است . نه این که وقتی مثلا عدد ده تحقق پیدا کرد ، عدد بودن وجودی است که عارض آن شده باشد . نه ، اصلا تحققش به تحقق ده بودن و بیست بودن و امثال اینها است . اما جفت بودن یا طاق بودن چنین نیست . بعد از آنکه عدد تحقق پیدا کرد ، در مرتبه بعد متصف به این میشود که طاق است یا جفت است ، یا مثلا ده منقسم به دو پنج تا میشود و نظایر آن . مثال دیگر : لون نمیتواند بدون آنکه سفید باشد یا سیاه باشد یا فلان رنگ باشد ، وجود داشته باشد . اصلا معنی ندارد که بدون یکی از آنها تحقق یابد . لون