درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
میکردند که هر مخلوقی را که شما در نظر بگیرید جفت آفریده شده است ،
یعنی حقیقتش جفت است ، حقیقتش از ماهیت و وجود است . به هر حال ما
با آیه در اینجا کار نداریم ، ولی اینکه هر ممکنی زوج ترکیبی است در آن
بحث نیست . در ذات واجبالوجود این مقدار هم فرض ترکیب نمیشود تا چه
رسد به داشتن اجزای خارجی و عینی . [ و این اجزای عینی هم ] چه اجزای
عقلی و فلسفی باشد مثل ماده و صورت که شیئی مادهای داشته باشد و بعد
فعلیت پیدا کند ، و چه اجزای اندامی و عضوی ، که مثلا شیئی سمع و بصر و
عقل و . . . داشته باشد . ما که هم سمیع و هم بصیر هستیم ، از آن حیث که
سمیع هستیم بصیر نیستیم و از آن حیث که بصیر هستیم سمیع نیستیم و از آن
حیث که عاقلیم سمیع و بصیر نیستیم . یعنی همه اینها در ما کثرت دارند .
سمع جزئی از وجود ما است و بصر جزء دیگر و عقل و علم جزء دیگر از وجود
ما است . به جسم هم که نگاه کنیم همهاش کثرت اندر کثرت میباشد .
در ذات واجبالوجود هیچ نوعی کثرتی فرض نمیشود . کثرت است که
محدودیت میآورد . هر مقدار که شیء بسیط تر باشد لامحدودتر هم هست . این
از مسلمات و از مبادی است که به هیچ وجه نمیشود به آن دست زد و خلافش
را تصور کرد .
> است ] . در حالیکه اگر زوج فقط به معنای جفت باشد زوجین باید چهار فرد باشد ، چون زوجین جفت و جفت میشود که هر کدام دو فرد دارند و مجموعا چهارتا میشود . ولی زن و شوهر دو فرد بیشتر نیستند . زوج و زوجه را ما حالا به هر فرد از آنها اطلاق میکنیم . بنابراین زوجین در آن آیه هم به معنای دو جفت نیست که چهار تا بشود . جفت به معنی " تا " است . میگوئیم فلان شیء جفت فلان شیء است یعنی " تا " ی او است .