درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
میشمارد حکمت الهی معد ، و به تعبیر شیخ ، معین میشمارد و مجرا محسوب میکند . گفتیم که در اینجا یک مسأله دیگر مطرح میشود و آن اینست که : علتی که طبیعیات آن را علت میداند شناختنش خیلی ساده است . برای اینکه هم علت محسوس است و هم معلول و رابطه میان آنها نیز کم و بیش محسوس است . وقتی ضربه را به گلوله میزنیم میگوئیم با وارد شدن ضربه ما گلوله حرکت میکند ، و ما شک نداریم که اگر ضربه را آهستهتر وارد کنیم حرکت گلوله کندتر و آهستهتر و کمتر خواهد شد و اگر ضربه را شدیدتر وارد کنیم حرکت شدیدتر و طولانیتر خواهد شد . و نیز هر چقدر که موانع سر راه بیشتر باشد باز هم حرکت کمتر است و اگر موانع کمتر باشد حرکت بیشتر است . اینها چیزهائی است که طبیعیات درباب علت و معلول میشناسد و همانهائی است که برای ما محسوس است . پدر و مادر برای فرزند نیز چنین است . علم الهی آنها را علت نمیداند و معد میشمارد ، ولی علم طبیعی همینها را علت میداند و علیت اینها برای فرزند محسوس است . پس ما چه دلیلی داریم که برای این معلولها علتی وجود دارد که آن علت مصاحب با معلول است ؟ چه دلیلی در کار داریم که باید غیر از این علل که حکمای الهی اسم علت روی آنها نمیگذارند و آنها را معد و معین میشمارند ، یک علل دیگری هم بنام علل ایجادی وجود داشته باشد ؟ این معدات را حکمای الهی احیانا علل معده و علل معینه نیز مینامند ، در مقابل علل ایجادی . بحث امتناع تسلسل علل یعنی امتناع علل غیر متناهیه نیز خود فرع بر این است که وجود آن علل را قبول داشته باشیم . آن عللی که طبیعیات وجودشان را قبول دارد و وجودش برای آن علم محرز و ثابت است مورد قبول حکما نیست و نام علت روی آنها نمیگذارند و آنها را خارج از بحث خود میشمارند ، و میگویند ما که میگوئیم تسلسل علل غیرمتناهیه محال است منظور معدات نیست ، معدات غیرمتناهی محال نمیباشد . این را حکما صریحا میگویند که علل معده غیرمتناهی محال نیست . پس چه